نانو محک بهبود
آب هاي فراواني در اعماق ايران كشف كرده ايم ب

آب هاي فراواني در اعماق ايران كشف كرده ايم ب


نويسنده: هومان دورانديش

بحران آب در ايران، ديگر مساله اي آشنا براي افكار عمومي جامعه ايران است. اينكه علل اين بحران و راه هاي كاهش و كنترل آن چيست، موضوع اين گفت وگو با محمد ابراهيم نيا است. مهندس ابراهيم نيا، مديركل دفتر برنامه ريزي كلان آب و آبفا در وزارت نيرو است. وي در اين مصاحبه بر اين نكته تاكيد كرد كه ما در ايران سالانه حدود ٨٦ درصد از آب تجديدپذير كشورمان را مصرف مي كنيم در حالي كه مطابق حد استاندارد جهاني، حداكثر بايد ٤٠ درصد از اين آب را مصرف كنيم. بر اساس برنامه ريزي وزارت نيرو، اين رقم ٨٦ درصد تا سال ١٤٢٥ بايد به ٦٩ درصد تقليل يابد. ابراهيم نيا اگرچه بر بحران آب در ايران تاكيد زيادي داشت و صرفه جويي كلان و علمي در مصرف آب را راه اصلي عبور سرزمين ايران از بحران آب مي دانست، ولي در اين مصاحبه از اميدهاي تازه وزارت نيرو براي كاهش بحران آب، به ويژه بحران آب شرب در مناطق بسيار گرم و خشك و محروم ايران، نيز خبر داد.
    
    درباره بحران آب در ايران و جهان، اخيرا آن قدر گفته اند و نوشته اند كه اكثر شهروندان آگاه، كم و بيش از علل اين پديده مطلعند. با اين حال ابتدا كمي درباره علل اصلي بحران آب در جهان، به ويژه در ايران، توضيح مي فرماييد؟
    بر كسي پوشيده نيست كه آب يك كالاي باارزش است و نقش مهم و غيرقابل جايگزيني در توسعه اقتصادي و اجتماعي كشورها دارد و يكي از عوامل مهم در حفظ تعادل اكوسيستم ها و محيط زيست است. امنيت آبي امروزه يكي از دغدغه هاي اصلي حكومت هاست. مجمع جهاني اقتصاد در سال ٢٠١٤، ده ريسك واجد اولويت در قرن كنوني را اعلام كرد. نخستين مورد، ريسك هاي مالي در اقتصادهاي كليدي دنياست. مورد دوم، بيكاري است و مورد سوم، بحران آب است. وقتي مجمع جهاني اقتصاد چنين سندي را منتشر مي كند، تصميم گيرندگان كلان هر كشوري، بايد براي موضوع آب اولويت قايل شوند. مجمع جهاني اقتصاد معتقد است در آينده كشمكش هاي سياسي براي دستيابي به منابع استراتژيك آبي بالا مي گيرد و شكست هر كشوري در مديريت منابع آبي، بر وضعيت ساير كشورها نيز تاثيرگذار است. شما كشورهاي آفريقايي را در نظر بگيريد. اگر روزي برسد كه اين كشورها آب خوردن نداشته باشند، مردم شان چه كار بايد بكنند؟ در چنين شرايطي، بشر اصلا يكجا نمي ماند: حركت مي كند تا خودش را به آب برساند. اين وضع ممكن است نظام و قواعد دنياي كنوني را به هم بريزد.
    
    يعني مرزها عملا بلاموضوع مي شوند.
    بله. در چنين شرايطي آدم ها مرزها را درمي نوردند براي رسيدن به آب. چنانكه اگر در كشوري امنيت نباشد، مردم حتي سوار قايق بادباني و لاستيكي و غيرايمن مي شوند و جان شان را به خطر مي اندازند تا خودشان را به جايي امن برسانند. هزاران نفر هم در اين راه مي ميرند. مراجع علمي، ٢٠ سال قبل مي گفتند «محيط هاي طبيعي بزرگ» دچار مشكل آب اند. مثلا منطقه خاورميانه يا مركز و شرق جنوب ايران. از ١٠ سال قبل گفته شد «بخشي از محيط هاي طبيعي بزرگ» دچار بحران آب اند. مثلا هورالعظيم يا درياچه اروميه. الان مي گويند «محيط زيست انسان ساخت» مشكل آب دارند. يعني شهرها. شما تصور كنيد اگر بچه هاي ما در اين گرما سه روز شير آب را باز كنند و آب شرب از لوله ها نيايد، چه اتفاقي مي افتد؟ اگر روند فعلي ادامه يابد بسياري از شهرهاي ما حتي دچار مشكل جدي آب شرب خواهند شد. يعني مشكل ما از محيط هاي طبيعي بزرگ و بخشي از اين محيط هاي طبيعي، عبور كرده و به شهرها رسيده.
    
    كدام شهرهاي ما الان كارشان به اين حد از بحران رسيده كه مردم شير آب را باز كنند و از آب خبري نباشد؟
    وزارت نيرو تمام تلاشش را به خرج داده تا آب شرب مطمئن را براي همه شهرها تامين كند. ما الان و با وجود مشكلات فراوان جيره بندي نداريم ولي پيش بيني مي كنيم كه اگر خشكسالي ها به همين روال ادامه پيدا كند و حكومت به طور جدي به اين مشكل نپردازد و منابع مالي لازم براي تامين آب شرب فراهم نكند، احتمالا در سال هاي آينده به صورت جدي دچار مشكل تامين آب شرب خواهيم شد. شهرهايي مثل بندرعباس، اصفهان و كرمان با كمبود آب مواجه اند. البته نه در اين حد كه مردم شير آب را باز كنند و آبي در كار نباشد، ولي كمبود آب در اين شهرها با مديريت مصرف كنترل مي شود.
    
    تصميم گيرندگان اصلي در كشور ما، ظاهرا حساسيت چنداني به بحران آب نداشته اند. مثلا اگر يك كتاب مساله دار در كشور ما منتشر شود، كلي سروصدا راه مي افتد اما آمار تكان دهنده مربوط به كم آبي، ظاهرا كسي را برآشفته نمي كند. به نظرتان علل اين عدم حساسيت به بحران آب چيست؟
    در مورد آب اين گونه نيست حداقل در چندسال گذشته از ظرفيت هاي مختلف براي اعلام شرايط بحراني آب استفاده شده است و فعال سازي شوراي عالي آب و خاص شدن آب در برنامه ششم توسعه دليلي بر اهميت دوچندان موضوع براي دولت است. ولي در موضوع آب به عنوان يك مساله فرابخشي به حضور و حساسيت همه اركان نظام نياز است. به نظرم يكي از مشكلات اصلي ما اين است كه دكترين توسعه در كشور ما مشخص نيست. وقتي گذشته- مثلا ٣٠ سال قبل- را مطالعه مي كنيم و مي بينيم كه در فرآيند توسعه كشور، كارشناسان و متخصصين گفته اند فلان منطقه را بارگذاري نكنيد. نيت همه دولت ها خير بوده ولي وقتي جنبه حاكميتي وزارتخانه هاي تخصصي متزلزل مي شود و به سياست توسعه اي ديكته شده، با قاطعيت نمي تواند «نه» بگويد، اين وزارتخانه ها ناچار مي شوند فقط در خدمت اهداف توسعه اي صرف قرار گيرند. الان ما به اين نتيجه رسيده ايم كه در بسياري از موارد بايد اگر از حيث دليل و مدرك متقن «نه» به تصميم گيران كلان بالادستي بگوييم، اين كار را بدون اغماض بگوييم و صرفا به امر خدمات رساني نپردازيم.
    
    مثلا كجا بايد «نه» مي گفتيد و نگفتيد؟
    مثلا اگر دولت در دهه ١٣٦٠ به هر دليلي تصميم گرفته كشت نيشكر را توسعه بدهد و مجموعه كارشناسي وزارت نيرو گفته است توسعه نيشكر نبايد صورت گيرد چراكه كارون را به هم مي ريزد، دولت بايد از توسعه نيشكر در خوزستان پرهيز مي كرد: نه اينكه به وزارت نيرو بگويد شما چه كار به اين كارها داريد: شما فقط آب لازم براي توسعه نيشكر را تامين كنيد.
    
    توسعه نيشكر در خدمت رونق كشاورزي و به زيان منابع آبي بوده: و در واقع در آن زمان رشد و توسعه كشاورزي به حفظ منابع آبي ترجيح داده شده. يعني اين تصميم ناشي از فقدان مديريت علمي در آن زمان بوده؟
    در آن مقطع قطعا نتوانسته اند پيامدهاي منفي توسعه نيشكر در خوزستان را براي آينده تشخيص دهند و به همين دليل توسعه نيشكر را در دستور كار قرار داده اند. خطا در شناخت، خودش را بلافاصله نشان نمي دهد زمان مي برد تا آثار يك تصميم مشخص شود. يك سري از تصميمات ما، پيامدهاي منفي خودشان را در سال هاي اوليه بعد از زمان اخذ تصميم نشان نداده اند: ٣٠ سال بعد معلوم شده كه آن تصميم ها اشتباه بوده.
    
    در اوايل دهه ٧٠ بحث مديريت علمي مطرح شده بود و بسياري اين بحث را يك بحث سياسي و انحرافي مي دانستند ولي گويا يكي از مشكلات ما، همين فقدان مديريت علمي در روند توسعه بوده.
    عوامل زيادي موثر بوده. در دهه ٦٠ ما گرفتار جنگ تحميلي بوديم. بعد از جنگ بازسازي و توسعه كشور مطرح شد. بايد كشور در همه ابعاد به رشد و بالندگي مي پرداخت، هر توسعه نيازمند زيرساخت هاي قوي از جمله آب و برق است، يكي از راه هاي مهار آب، سدسازي بود تا آب مطمئن تامين شود. شايد اين اقدامات در آن مقطع لازم بود ولي الان كه سال ها از آن دوران فاصله گرفته ايم، پيامدهاي منفي برخي از تصميم ها مربوط به توسعه كشور در دوران پس از جنگ تحميلي، به تدريج آشكار شده است.
    
    مطابق اطلاعات موجود، فقط ٣ درصد از كل آب هاي كره زمين قابل شرب است كه تقريبا ٢ درصد آن هم يخ هاي كره زمين است. يعني ٩٧ درصدش آب اقيانوس ها و درياهاست، ٣ درصد هم آب ناشي از بارندگي و سفره هاي زيرزميني و يخ ها. با اين واقعيت نه چندان مطلوب چه بايد كرد؟
    در اثر رشد تكنولوژي، اتفاقات جالبي در عرصه آب در حال وقوع است. ايران داراي ١/١ درصد از خشكي هاي جهان است اما ١١٥/٠ درصد از آب شيرين دنيا را دارد. اين مساله هميشه براي ما مطرح بوده كه كشور ما بالاخره روي چه آبي بايد حساب باز كند؟ گاهي بارندگي به اندازه داريم و گاهي نه و خشكسالي هاي طولاني. هفتادوپنج درصد از ايران در مناطق خشك و نيمه خشك است. فقط ٢٥ درصد از ايران در مناطق مرطوب و نيمه مرطوب است. ما شش حوضه آبريز بزرگ داريم: حوضه درياي مازندران، حوضه درياچه اروميه، حوضه فلات مركزي، حوزه مرزي شرق، حوضه خليج فارس و درياي عمان و حوضه قره قوم. آب ناشي از بارندگي، در اين شش حوضه بايد مديريت شود. پس از بارش، آب به صورت تبخير، بخشي به صورت رواناب در رودخانه ها و بخشي وارد آب هاي زيرزميني مي شوند. وقتي از انتقال بين حوضه اي حرف مي زنيم، يعني آب را از يك حوضه مستقل به حوضه ديگري مي بريم. شوراي عالي آب مصوب كرده كه انتقال بين حوضه اي صرفا براي تامين آب شرب مردم مجاز است. اين شش حوضه آبريز اصلي به سي حوضه آبريز فرعي تقسيم مي شوند. بزرگ ترين حوضه هاي آبريز اصلي، خليج فارس- درياي عمان و فلات مركزي ايران است. جمعيت فلات مركزي ايران در سال ١٣٩٠ حدودا ٣٥ ميليون نفر بوده و در سال ١٤٢٠، ٥٠ ميليون نفر خواهد بود. وقتي آب تجديدپذير اين حوضه را تقسيم بر جمعيت آن مي كنيم، به هر نفر ٥٠٠ مترمكعب آب مي رسد. وزارت نيرو سند آمايش آب را در دولت يازدهم ابلاغ كرد. مطابق آخرين نتايج مطالعات طرح جامع آب كشور كه منتهي به سال آبي ٨٦-٨٥ است، كشور ما سالانه صد ميليارد مترمكعب آب مصرف مي كند. حدود ٦ درصد مصرف ما آب شرب است، ٩٢ درصد آب كشاورزي، ٢ درصد هم صنعت. ١٠٠ ميليارد مترمكعب مصرف را تقسيم بر ١١٦ ميليارد متوسط آب تجديدپذير كنيم، مي شود ٨٦ درصد. يعني ما سالانه ٨٦ درصد آب تجديدپذير كشورمان را مصرف مي كنيم. اين يعني فاجعه: چون مطابق استانداردهاي جهاني، سالانه ٤٠ درصد از آب تجديدپذير بايد مصرف شود.
    
    معناي آب تجديدپذير را هم در يك خط تعريف مي كنيد؟
    آب تجديدپذير آبي است كه در حوزه زماني معين از طريق چرخه هاي هيدرولوژيك يك منطقه تجديد مي شود. يعني مجموع بارش هاي سالانه منهاي تبخير و تعرق داخل يك كشور. بخشي از اين آب به رودخانه هاي ما سرازير مي شود و بخشي ديگر، در داخل زمين نفوذ مي كند.
    
    و ما به جاي اينكه حداكثر ٤٠ درصد از آب تجديدپذير كشورمان را در بخش هاي كشاورزي و صنعت و شرب مصرف كنيم، ٨٦ درصدش را مصرف مي كنيم.
    بله. اگر ما ٨٦ درصد از اين آب را مصرف نمي كرديم، بسياري از تالاب هاي ما از جمله اروميه و بختگان و شادگان به اين روز نمي افتاد. سند آمايش آب كشور تدوين شده است تا ما بدانيم كه كشور بر روي چه آبي بايد حساب باز كند. افق اين سند را هم سال ١٤٢٥ در نظر گرفتيم. مطابق اين سند، با توجه به جمعيت ايران در سال ١٤٢٥، ما حدود يازده ونيم ميليارد مترمكعب آب لازم داريم براي شرب. الان ٦ ميليارد مترمكعب آب شرب مصرف مي كنيم. همچنين مطابق اين سند، اگر جمهوري اسلامي ايران بخواهد در منطقه خاورميانه قطب صنعتي شود، بايد ٦/٥ ميليارد مترمكعب آب در عرصه صنعت مصرف كند. الان ٨/١ ميليارد مترمكعب آب در صنعت مصرف مي شود (كه بيشتر به صورت تقريبي گفتم ٢ ميليارد مترمكعب). قانون توزيع عادلانه آب، كه در سال ١٣٦١ تصويب شده و جامع ترين و آخرين قانون در زمينه توزيع آب است، تخصيص آب را به عهده وزارت نيرو گذاشته. ما ملاك را بر اين گذاشته ايم كه اين ٨٦ درصد آبي كه از كل آب هاي درون سرزميني مان (يعني همان ١١٦ ميليارد مترمكعب آب تجديدپذير) مصرف مي كنيم، در سال ١٤٢٥ بايد به ٦٩ درصد كاهش يابد. يعني يازده ونيم ميليارد مترمكعب بايد صرف آب شرب شود، ٦/٥ ميليارد مترمكعب براي صنعت لازم داريم كه ٤/٣ ميليارد مترمكعب آن بايد از آب تجديدپذير كشور تامين شود، باقي صنايع پرآب بايد از آب درياها و به خصوص درياي عمان تامين شوند. بنابراين يك سري از صنايع پرمصرف آب ما بايد به سواحل جنوب كشور منتقل شوند. آقاي لستر تارو، اقتصاددان امريكايي، هفده كشور توسعه يافته را مطالعه كرده و كتابي منتشر كرده اند كه مي گويد ٨٠ درصد توليد ناخالص ملي اين كشورها در صد كيلومتري سواحل شان حاصل مي شود. ما در سال ١٤٢٥، علاوه بر ارقامي كه گفتم بايد صرف آب شرب و آب صنعت بكنيم، بايد مصرف كشاورزي را از ٩٢ درصد طوري كاهش بدهيم تا به مصرف كل ٦٩ درصد از آب تجديدپذير برسيم. قطعا اقدامات و مسير طولاني مبتني بر عمل در اين اقدام ملي بزرگ نيازمند است.
    
    اين كاهش مصرف آب روي كاغذ تصويب شده اما در عمل چطور مي تواند محقق شود؟
    الان اتفاق مباركي افتاده و آن اينكه، ما حقابه تالاب ها را به رسميت شناخته ايم. وزارت نيرو در همين سند آمايش آب اعلام و ابلاغ كرد كه حدود ١١ ميليارد مترمكعب حق تالاب ها و رودخانه هاست كه بايد تامين شود چراكه حق حيات اين پهنه هاي آبي است. مصرف آب در كشور ما در بيست وپنج سال آينده از ١٠٠ ميليارد مترمكعب بايد به ٨٠ ميليارد مترمكعب برسد تا به جاي مصرف ٨٦ درصد از كل آب هاي تجديدپذير كشورمان، اين را به ٦٩ درصد، حداقل در يك برنامه ٢٠ ساله برسانيم. در گام بعدي مي توانيم هدف گذاري را به حد استاندارد مصرف جهاني كه ٤٠ درصد است، برسانيم. اين كاري است كه از دست نسل ما برمي آيد. مطابق ماده ٣٥ برنامه ششم توسعه، در يك برنامه توسعه مصرف آب بايد ١١ ميليارد مترمكعب كاهش يابد. شما كه مي گوييد چه كار بايد بكنيم، جواب تان اين است كه وزارت نيرو اين سند آمايش آب را در شوراي برنامه ريزي آب برنامه ششم توسعه تصويب كرد، به تصويب شوراهاي ٢٩گانه برنامه ششم كشور رساند، آب را در برنامه ششم توسعه خاص كرد و بر اين اساس، دستگاه هاي اجرايي مكلف شدند اقدامات مرتبط را انجام دهند...
    
    آخر مشكل اين جاست كه از حرف تا عمل راه بسيار است. مطابق سند چشم انداز بيست ساله، ما قرار بود در سال ١٤٠٤ به حد چشمگيري از پيشرفت و توسعه برسيم ولي در سال ١٤٠٤ قطعا در جاي مقرر نخواهيم بود. الان هم وزارت نيرو اين سند و آن سند را تصويب كرده تا در ١٤٢٥ چنين و چنان شود اما تجربه مديريت و كشورداري در ايران نشان مي دهد كه اين مصوبات معمولا چنان كه بايد، محقق نمي شوند.
    من بسيار اميدوارم كه از وضع نامطلوب فعلي عبور كنيم. يعني علاوه بر اينكه بحران را پشت سر مي گذاريم، به وضع مطلوب هم برسيم. نهادهاي حكومتي بايد به هم اعتماد كنند. همه دستگاه هاي اجرايي، سطحي از آمار و اطلاعات را دارند. ما به جاي اينكه به اعداد و ارقام همديگر خدشه وارد كنيم، بايد به كار كارشناسي احترام بگذاريم و بپذيريم كه وضعيت كشور فعلا اين طور است.
    
    يعني الان نهاد خاصي وجود دارد كه نپذيرفته وضع آب در كشور بحراني است؟
    نه. ولي شما اگر از بخش كشاورزي سوال كنيد، مي گويد مصرف آب آن ميزاني كه وزارت نيرو اعلام مي كند، نيست.
    
    پس وزارت نيرو و وزارت كشاورزي در اين زمينه اختلاف دارند. وزارت كشاورزي مدعي است چند درصد آب كشور صرف كشاورزي مي شود؟
    برخي در اين وزارتخانه مي گويند ٧٠ درصد، برخي هم مي گويند ٧٥ يا ٨٠ درصد. اما ما كه نبايد گرفتار اعداد و ارقام باشيم، به نظرم اين مسائل ما را به حاشيه مي برد. رقم مصرف آب در بخش كشاورزي هرچه باشد، وضع آب در كشور اين است ديگر. بپذيريم كه نه در ايران، بلكه در كل دنيا بخش عمده مصرف در كشاورزي است.
    
    يعني ما در حل بحران آب، با حاكميت دوگانه وزارت نيرو و وزارت جهاد كشاورزي مواجهيم و هر وزارتخانه ساز خودش را مي زند و كاري به آن يكي ندارد؟
    تلاش بسياري صورت گرفته تا اين مشكل حل شود. ما جلسات زيادي بين بخش آب وزارت نيرو و بخش آب و خاك وزارت جهاد كشاورزي داريم. تا حالا شايد بالغ بر ٦٠ جلسه برگزار شده است و تا حد زيادي به ادبيات مشترك هم رسيده ايم. اقدامات زيادي هم شروع شده است اما ما بايد اين واقعيت را بپذيريم كه اين كشور در يك دوره طولاني به اين وضعيت رسيده است و براي بهبود شرايط فعلي نيز نيازمند زمان طولاني است. مسوولان بلندپايه ما بايد حوصله به خرج دهند و به كارشناسان اعتماد كنند. ما حوصله نداريم و فكر مي كنيم درياچه اروميه يك شبه درست مي شود: در حالي كه احياي وضع درياچه اروميه كاري نيست كه صرفا يك دولت در كوتاه مدت بتواند انجام دهد. بايد اميدواري و باور را ابتدا به مسوولان و متعاقبا به مردم بدهيم كه اگر به فرزندان خود اعتماد كنند و ملاك تصميم گيري ها برپايه عقلانيت و تدبير باشد ما مي توانيم اوضاع را بهبود بخشيم. چه بسا بسياري از كشور هاي توسعه يافته فعلي در ٣٠ سال گذشته شرايط شان بسيار حادتر از ما بوده ولي توانستند با يك باور و اعتماد ملي شرايط را بهبود ببخشند.
    
    در همين بحث اختلاف وزارت نيرو و وزارت كشاورزي، طبق قانون، استفاده از منابع آب زيرزميني از طريق حفر چاه، قنات و هرگونه توسعه چشمه، بايد با اجازه وزارت نيرو باشد. چرا اين همه چاه غيرمجاز در كشور وجود دارد و وزارت نيرو نمي تواند اين چاه ها را جمع كند؟ چون وزارت جهادكشاورزي مخالف است؟
    وزارت نيرو امسال هدفگذاري كرده بود كه تعداد ١٥٠٠٠حلقه از چاه ها را ببندد. ولي در طول تاريخ به هر دليلي، ساده ترين كار براي امرار معاش كشاورزي است. براي كشاورز زحمتكش كمترين هزينه آن است كه زير پايش را بكند و چند هكتاري را با چاهي كه حفر كرده، آبياري كند. وزارت نيرو چند سالي است كه با تمام توان تلاش مي كند چاه هاي غيرمجاز را ببندد. ما حدود ٧٥٠هزار حلقه چاه در كشور داريم كه ٣٠٠ هزار حلقه اش غيرمجاز است. ما در وزارت نيرو مي گوييم اين چاه ها بايد مسدود شوند اما حكومت از ما سوال مي كند «بر فرض كه اين چاه ها را بستيم، شغل جايگزين چه باشد؟» يعني بحث اشتغال جايگزين مطرح مي شود.
    
    پس ما با چنين وضعي روبه رو هستيم: اگر وزارت نيرو چاه هاي غيرمجاز را جمع كند، با بيكاري و شرايط حاد زندگي كشاورزان مواجه مي شويم اما اگر وزارت نيرو اين چاه ها را نبندد، سفره هاي آب زيرزميني به تدريج نابود مي شوند و كم آبي در كشور تشديد مي شود. يعني در هر دو صورت به سمت بحران حركت مي كنيم.
    اگر چاه هاي غيرمجاز را نبنديم، صاحبان چاه هاي مجاز هم با مشكل مواجه مي شوند و كشاورزي موجود نيز دچار چالش جدي مي شود. يعني نهايتا همين هم به زيان بخش كشاورزي است. بگذريم كه به ساير بخش ها نيز صدمه مي زند و كشور در تامين آب شرب و آب لازم براي صنعت نيز دچار مشكل مي شود.
    
    در هر صورت فعلا وضع اين طور است و ظاهرا نمي توان همه چاه هاي غيرمجاز را جمع كرد. در اين شرايط، براي سفره هاي آب زيرزميني كه در حال نابودي اند، چه فكري بايد كرد؟
    حكومت براي تصميم گيري درباره آب، قبلا نيز عرض كردم، شوراي عالي آب را تاسيس كرده كه بالاترين نهاد سياستگذاري و هماهنگي بين كساني است كه در آب ذي نفع است. رييس شورا شخص رييس جمهور است، يا معاون اول رييس جمهور است. اعضاي شورا هم وزير صنعت، معدن و تجارت، وزير جهاد كشاورزي، وزير نيرو (كه دبير شورا هم است)، وزير كشور، سازمان محيط زيست، رييس سازمان برنامه و بودجه، دو تن از خبرگان بخش و ناظر مجلس شوراي اسلامي است. قانونگذار در ماده ١٠ قانون تشكيل وزارت جهاد كشاورزي اعضا را مشخص كرده است. اين شورا تا پيش از دولت يازدهم، هفت جلسه برگزار كرده بود اما در اين چهار سال، ٢٤ جلسه برگزار شده است.
    
    يعني دولت آقاي احمدي نژاد اهتمامي به حل بحران آب نداشت.
    اصلا اعتقادي به بحران آب نداشت كه براي آن چاره انديشي كند.
    
    در دوره آقاي خاتمي مديريت منابع آبي بهتر از دوران احمدي نژاد بود؟
    اجازه بدهيد با آمار بيان كنم كه در اين چند دهه اخير، سفره هاي آب زيرزميني ما چه شرايطي داشته اند. از ١١٦ ميليارد مترمكعب آب تجديدپذير كشور ما، حدود ٢٦ ميليارد مترمكعب وارد آب زيرزميني مي شود، مابقي هم وارد رودخانه ها مي شود. ما علاوه بر اينكه كل آب تجديدپذير سفره هاي زيرزميني را برمي داريم، سالي ٨/٤ ميليارد مترمكعب هم به ذخاير استراتژيك تعرض مي كنيم يعني به منابع آب استراتژيك مان كه بايد بماند براي نسل هاي آينده. ما تا قبل از سال ١٣٤٧، ١٢٣ميليون مترمكعب كسري آب زيرزميني داشتيم. از سال ٤٧ تا سال ١٣٦١، ٧/١ ميليارد مترمكعب كسري آب زيرزميني داشتيم. از سال ٦١ تا سال ٨٤، ٦٣ ميليارد مترمكعب كسري داشتيم. يعني ظرف ٢٣ سال، ٦٣ ميليارد مترمكعب از آب هاي زيرزميني استراتژيك مان برداشت كرديم. اما از سال ٨٤ تا سال ١٣٨٩، ٥/٣١ ميليارد مترمكعب كسري داشتيم. يعني برداشت غيرمجازمان از سفره هاي آب زيرزميني ظرف اين پنج سال، نصف آن ٢٣ سال بود. از سال ٨٩ تا ١٣٩٣ هم ٢٤ ميليارد مترمكعب كسري آب زيرزميني داشتيم. نخستين كاري كه وزارت نيرو در دولت يازدهم انجام داد، تاكيد بر اين نكته در شوراي عالي آب بود كه وضعيت آب زيرزميني بغرنج است. چرا بغرنج است؟ چون تامين ٥٧ درصد از آب شرب شهري ما وابسته به آب هاي زيرزميني، آب شرب روستايي ما هم ٨٣ درصد، آب كشاورزي ما ٥٩ درصد و ٦٣ درصد از آب صنعت ما هم وابسته به آب هاي زيرزميني است.
    
    ما براي سفره هاي آب زيرزميني مان چه كار مي توانيم بكنيم؟ يعني فقط حد مشخصي از بارندگي و آب هاي زيرزميني داريم و صرفا بايد اين منابع را درست مديريت كنيم؟ آيا آبي در اعماق پايين تر نداريم؟
    بله. ما آبخوان هايي داريم كه بهبودشان در گروي اجراي طرح احيا و تعادل بخشي منابع آب زيرزميني است. مشكلات آب كشور را صرفا مهندسان نمي توانند حل كنند. جامعه شناسان، متخصصين محيط زيست، حقوقدانان و كارشناسان همه رشته هاي بين رشته اي در اين زمينه بايد به وزارت نيرو كمك كنند. البته ما يك جريان آب در عمق هاي پايين داريم كه سرمنشا آن خارج از جغرافياي ايران است.
    
    منشا اين آب كجاست؟
    ما بايد همه پتانسيل ها و دارايي هاي سرزمين خود را خوب بشناسيم تا بتوانيم براساس آنها برنامه ريزي كنيم. همچنان كه درياها، خورشيد و باد و بسياري از پهنه هاي طبيعي در كشور دارايي هاي اين مرز و بوم هستند آگاهي و شناخت از اين موضوع نيز حايز اهميت است. ما مشغول مطالعه در اين خصوص هستيم و نتايج آن تا هفت، هشت ماه ديگر اعلام مي شود. فعلا نمي توانم آن را مطبوعاتي كنم.
    
    آن قسمتش را كه مي توانيد مطبوعاتي كنيد، بفرماييد.
    صفحه ايران بر اساس فشاري كه از جانب صفحه عربستان متحمل مي شود، بسيار خردشده است و از طرفي در ايران گسل هاي زيادي داريم. يك سري آب ها از خارج از جغرافياي سياسي ايران از طريق گسل ها وارد اعماق ١ تا ١٥ كيلومتري ايران مي شوند. ما الان در مرحله مطالعات پتانسيل يابي مكان هاي مستعد آب هاي عميق ايران هستيم. پس از اتمام اين مرحله، عمليات ژئوفيزيك را بايد شروع كنيم و مطالعات مان را كامل كنيم تا اينكه اگر واقعا آبي در آن اعماق وجود داشت، وارد مرحله اكتشاف اين آب ها شويم. فعلا مشغول مطالعات در اين زمينه هستيم.
    
    من شنيده ام منشا اين سفره آب زيرزميني، رشته كوه هاي هيماليا است.
    هيماليا خيلي نه: عرض كردم ما فعلا در حال مطالعه جريان اين آب ها و مسيرهاي آن و ميزان تجديدپذير بودن آن هستيم تا اگر خواستيم در كشورمان از اين آب هاي عميق استفاده كنيم، ارتباط آنها را با يكديگر بدانيم. عموما اين آب ها دو گونه اند يا فسيل هستند يا تجديدپذيرند ولي تجديدپذيري شان اندك است.
    
    اين جريان آب عميق، از كجاهاي ايران عبور مي كند؟
    ما بر فلات مركزي ايران متمركز شده ايم.
    
    و چون منشا آن درون سرزميني نيست، ممكن است بر سر استفاده از اين آب عميق، حرف و حديث پيش بيايد.
    فعلا وزارت نيرو و معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري، مشتركا دارند اين كار را جلو مي برند. يعني نقاط اميدبخش را در اعماق زمين و جريان و ميزان و كيفيت اين آب ها را مطالعه مي كنند و اينكه كجاها مي توان از اين آب ها استفاده كرد.
    
    مطابق مطالعات فعلي شما، اين سفره ژرف، حاوي آب زيادي است؟
    بايد بعد از اين مطالعات چاه اكتشافي بزنيم تا دريابيم ضريب آبخوان و ضريب ذخيره ما چقدر است.
    
    اين جريان آب در چه عمقي است؟
    بستگي به شرايط زمين شناسي هر منطقه دارد و قطعا در اعماق بيشتر از يك كيلومتر است.
    
    برداشت از اين سفره آب زيرزميني به علت عميق بودنش، دشوار است؟
    نه: چون ما فناوري استخراج نفت را چندين دهه است در كشور تجربه كرده ايم.
    
    اگر اين آب فراواني باشد و استخراج شود، تاثير استفاده اش چشمگير است؟
    اگر مطالعات ما جواب مثبت بدهد و اگر ميزان ذخيره و تجديدپذيري اين آب مناسب باشد و به لحاظ كيفي مشكلي نداشته باشد، برنامه ريزي كشور هم متناسب با آن تغيير مي كند. اگر ما بتوانيم از چنين آبي استفاده كنيم، بسيار بهتر است تا اينكه برويم آب درياها را نمك زدايي كنيم و اين آب نمك زدايي شده را هزاران كيلومتر با خط لوله و پمپاژهاي بسيار بالا انتقال دهيم. قطعا ملاحظات كيفي، زيست محيطي و اقتصادي در استفاده از اين آب حايز اهميت خواهد بود. ما تجربه شرايط آب هاي زيرزميني فعلي را داريم و بايد آگاهانه در اين خصوص تصميم گيري شود. مجددا اعلام مي كنم فعلا موضوع در حد مطالعات است.
    
    شما چطور متوجه شديد چنين جريان آب عميقي در ايران وجود دارد؟
    از طريق تصاوير ماهواره اي و مطالعات ژئوفيزيك اوليه. يك سري مطالعات ميداني هم داريم انجام مي دهيم.
    
    تصاوير ماهواره اي كشورهاي غربي يا خودمان؟
    از همه ظرفيت هاي در دسترس استفاده كرده ايم.
    
    مسير اصلي اش به سمت درياي عمان است يا به سمت فلات مركزي هم مي رود؟
    ببينيد! ٥/٤ ميليارد سال از عمر زمين مي گذرد. يعني ٥/٤ ميليارد سال است كه برف و باران مي آيد. ما ٥٠ سال است كه آمار و اطلاعات آب هاي زيرزميني را داريم. دنيا هم حداكثر ٢٠٠ سال است كه چنين آماري دارد. يعني در اعماق زمين ممكن است كلي آبخوان ناشناخته باشد كه طول و عرض و عمق و كيفيت شان بر ما آدم ها دقيقا روشن نيست. فرانسوي ها، روس ها، امريكايي ها و برزيلي ها در زمينه اكتشاف آب هاي ژرف، تجربه بيشتري دارند. برزيلي ها در آمازون به كشفيات قابل توجهي در اعماق زمين رسيده اند. الجزايري ها هم در اين زمينه تجربه دارند و حتي الان مشغول برداشت آب هايي در عمق ٢ كيلومتري سرزمين شان هستند و آب شرب بخشي از مناطق صحرا نشين را از اين طريق تامين مي كنند.
    
    اگر ما هم اين آب ژرف را استخراج كنيم، به نظرتان تحولي در اين كم آبي كشور ايجاد مي شود؟
    اگر نتايج مطالعات اميدواركننده باشد، در صورتي كه اين آب فقط صرف شرب و صنايع كم آب شود، مي توانيم به ثمرات استخراج آن با ملاحظات پيش گفته اي كه عرض كردم براي رفع مشكلات آب شرب برخي از مناطق خوش بين باشيم. در اين صورت مشكل كم آبي مردم در بسياري از شهرها و روستاها مي تواند حل شود؟
    ان شاءالله اگر مطالعات ما را به سمتي رهنمون كرد كه با ملاحظات پيش گفته امكان برداشت وجود داشته باشد، من به اين موضوع اميدوارم.
    
    مطالعات وزارت نيرو بر روي اين سفره آب زيرزميني، كي به پايان مي رسد؟
    ان شاءالله تا پايان امسال.
    
    آخر نفرموديد منشا اين جريان آب ژرف كجاست!
    فعلا نتايج مطالعات قطعي نشده است.
    
    حالا فرض كنيم تا پايان امسال معلوم شد اين سفره ژرف، حاوي آب چشمگير و فراواني است. از چه زماني مي توان از اين آب استفاده كرد؟
    كشور بايد برنامه ريزي كند و هزينه هاي مالي اش را بپردازد تا وزارت نيرو بتواند اين آب را به بهره برداري برساند.
    
    مثلا از سال ١٤٠٠ مي توان از اين سفره آب ژرف استفاده كرد؟
    اگر نتايج مطالعات خوب بود، اگر اعتبارات لازم تامين شود و ما امسال بتوانيم چاه اكتشافي را بزنيم، حتي زودتر از سال ١٤٠٠ هم مي توانيم براي اين آب ها برنامه ريزي كنيم. البته برنامه ريزي بايد به گونه اي باشد كه حقوق نسل هاي آينده حفظ شود.
    
    الان از ١٠٠ ميليارد مترمكعب آب مصرفي كشور ما، چنان كه فرموديد، ٦ ميليارد مترمكعب صرف آب شرب مي شود. اين جريان آب ژرف نويافته اي كه قرار است صرف آب شرب شود، در بهترين حالت چند مترمكعب خواهد بود؟
    حدود ١ ميليارد مترمكعب. به هر حال حسب نياز و كمبود احتمالي مناطق هدف مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
    
    پس اين جريان آب عميق، نهايتا قرار است ٦ درصد مصرف آب شرب را فرضا بكند ٧ درصد.
    آخر بايد توجه كنيم استان هاي واقع در فلات مركزي ايران دچار كمبود شديد منابع آبي هستند مثلا خراسان جنوبي الان در چه وضعي است؟ اين استان، به لحاظ منابع آبي فقير است. ما مي خواهيم مرز شرقي كشورمان در خراسان باشد يا در يزد؟! در يك بازديد شرايط خراسان جنوبي را از نزديك ديدم، شرايط سختي حاكم است. از هر فرصتي براي تثبيت جمعيت و افزايش اميد به زندگي با ملاحظات پيش گفته بايد استفاده كنيم.
    
    آن طرح قديمي كه با آب خليج فارس و درياي خزر كويرهاي ايران را از بين ببريم، تا چه حد امكان پذير است؟
    ايران سه گودي بزرگ دارد: جازموريان، شهداد و سمنان. برخي مي گويند اين سه گودي را بايد از آب لبريز كرد تا اين آب مبناي شكل گيري تمدن آينده ايران شود. اما اينكه ما آب شور دريا را در كوير لوت و كوير مركزي بريزيم، اگرچه اقليم منطقه را با تبخير و شرجي شدن تغيير مي دهيم، ولي ما نمي دانيم ارتباط آب شور و آب شيرين به لحاظ زيست محيطي چه تبعاتي خواهد داشت. اين صرفا يك ايده است كه هنوز مطالعات جامع بر روي آن صورت نگرفته است. اگر بخواهيم كوير را از آب شور سيراب كنيم، پدر تمام آب هاي شيرين ما درمي آيد! اين ايده هنوز خيلي ابتدايي است و كلي بايد بر روي آن كار شود. يا مثلا ايده ايرانرود، كه بايد درياي خزر را به درياي عمان وصل كند، فقط يك ايده خام است: چون براي تحقق آن، بايد از درياي خزر تا درياي عمان رودي با عرض و عمق مرتبط ايجاد شود. اين حرف ها، حرف هايي بر روي كاغذ است فعلا.
    
    اين تصور كه اگر گودي هاي جازموريان، شهداد و سمنان پر از آب شوند، ايران ديگر كشوري كويري نخواهد بود، از اين حيث ساده انديشانه است كه نمي توان كشوري را كه هزاران سال كويري بوده، ظرف ٣٠،٤٠ سال غيركويري كرد؟
    بله، قطعا همين طور است. مديريت مصرف آب، ارتقاي آگاهي عمومي و فرهنگ سازي و يك آمايش سرزمين مبتني بر منابع آبي هر حوضه آبريز مهم ترين مساله در حل بحران آب در اين كشور است. ما كشور ذاتا خشكي هستيم و بايد تمام اركان زندگي ما براساس اصول و شرايط حاكم بر خشكي استوار باشد.

 

دیدگاه خود را ارسال نمایید

ما را دنبال کنید