نانو محک بهبود
بحران نابودي منابع آبي ايران

بحران نابودي منابع آبي ايران


وانزلنا من السماء ماء بقدر فاسكناه في الارض وإنا علي ذهاب به لقادرون
    آب جزو اولين کلمات است که آدمي به فرزندان خود مي آموزد و اي کاش فرهنگ استفاده و شرايط بحراني آن هم جزو اولين آموزش هاي ما به نسل هاي بعدي مان مي بود. شايد امروز کلماتي چون بحران آب، تنش آبي وکمبود آب را بيشتر از هر زمان ديگر بشنويم يا شايد برخي از ما عضو کارزارهاي مقابله با اين فاجعه قطعي پيش رو باشيم و در عين حال هنوز عمق و وخامت اوضاع واقع را درک نکرده باشيم.
    آب به عنوان زير ساخت اصلي تمدن و از پايه هاي توسعه، عامل حيات جوامع و موتور محرک توسعه پايدار، متاسفانه مورد بي مهري هاي زيادي قرار گرفته است که در اين ميان نه تنها دولت که خود مردم نيز در اين پيشامد مقصر، قاصر و سهل انگار بوده اند.
    از زمان سلسله ساسانيان تا حدود چهار دهه گذشته همواره توازني بين برداشت از منابع و تجديد آنها در کشور وجود داشته است ولي در اين چهار دهه با مصرف بيش از 120 ميليارد متر مکعب از مخازن چند صد هزار ساله کشور که معادل 75 درصد از منابع آب شيرين کشور بوده است باعث خشک شدن رودخانه ها و درياچه هاي بيشماري شده ايم.
    درياچه اروميه با رکورد 35 سد بر روي 21 رودخانه ورودي آن به وضعيت بحراني امروزش رسيده است به طوري که با کاهش بيش از 50 ميليارد مترمکعب مساحت سه هزار کيلومتر مربع تبديل به شوره زار شده و تعادل اکولوژيک آن به هم ريخته است.
    درياچه هامون سومين درياچه بزرگ ايران و يادگار ادبيات و اسطوره هاي کهن به خاطر نبود مديريت يکپارچه و ساخت سد کجکي بر رودخانه هيرمند و عدم رعايت سهم آب ايران، آشفتگي سياسي افغانستان و کشاورزي کم بهره در اغما فرو رفته است و هامون پر آب روزگار گذشته به چهار درياچه هامون صابري يا سيستان، درياچه هامون پوزک ايران، درياچه هامون هيرمند و درياچه هامون پوزک افغانستان که بخش کوچکي از آن نيز در ايران واقع شده، تقسيم شده است.
    درياچه بختگان، ميعادگاه فلامينگوهاي مهاجر با استفاده نارواي آب بالادستِ سيوند و رودخانه کر و کشاورزي بي رويه رو به خشکي کامل گذاشته است. درياچه پريشان که در ۱۲ کيلومتري جنوب شرقي کازرون قرارداشت و به وسعت ۴۳ کيلومتر مربع بود و بزرگ ترين و زيباترين درياچه آب شيرين داخلي کشور محسوب مي شد، به دنبال کمي بارش و عدم مديريت درست منابع آبي و مصرف ناهنجار و بي رويه آب، سوزاندن بخش بزرگي از نيزارهاي اطرافش به علت عمليات راهسازي و ايجاد سد و خشکسالي هاي اخير کم کم خشک شد و بالاخره در سال ۱۳۹۰ بيش از ۹۰ درصد از توان انباشت آب خود را از دست داد. تالاب انزلي باوسعت ۲۰۰ کيلومترمربع مانند تصفيه خانه آب درياي خزر است. ۲۷ رودخانه مهم گيلان به اين تالاب سرازير مي شوند که از مهم ترين آنها رودخانه بهمبر، ماسوله رودخان، قلعه رودخان پسيخان، پيربازار و شيجان رود است. اين رودها با آب شيرين خود سدي در برابر آب شور درياي خزر به وجود آورده اند. اين تالاب با بيش از ۱۰۰ گونه پرنده، ۵۰ گونه ماهي، صدها گونه موجودات گياهي، جانوري و ميکروسکوپي و ده ها گونه گياهي، اکوسيستم کم نظيري دارد که به علت ساختن استخر پرورش ماهي در پيرامون تالاب و تغيير ويژگي فيزيکي و شيميايي آب، بي توجهي به ظرفيت تالاب در پذيرش گردشگري همزمان، افزايش ميزان فلزات سنگين و به خصوص سرب در آب و رسوبات تالاب، پمپاژ آب به بالادست تالاب به منظور آبياري اراضي کشاورزي، احداث کومه هاي شکار، تجمع مقادير زيادي از زباله هاي غيرقابل تجزيه در تالاب که از طريق رودخانه هاي منتهي به تالاب و بازديدکنندگان از تالاب وارد آن مي شود، نبود لايروبي لازم و نيز رهاسازي فاضلاب هاي صنعتي، خانگي و بيمارستاني چند شهرستان استان گيلان به تالاب انزلي و ... با به هم خوردن تعادل اکولوژيکي آن در حال احتضار است.
    درياچه کافتر در بخش مرکزي شهرستان اقليد در شمال استان فارس قرار داشت و درازاي آن ۲۴ کيلومتر و پهناي آن 6 کيلومتر بود. کافتر يکي از درياچه هاي آب شيرين استان فارس، از زيستگاه هاي بسيار ارزشمند پرندگان مهاجر محسوب مي شد و مکان مناسب پرورش ماهي هاي کپور و آمور به شمار مي رفت. وجود چشمه سارها و قنوات متعدد علاوه بر ايجاد مناظر زيبا و ديدني، زمينه مساعدي براي پرورش ماهي قزل آلافراهم کرده بود. پيش از بحران اکولوژيکي و خشکسالي سالانه حدود يک هزار تن ماهي کپور از درياچه صيد مي شد. اين درياچه امکانات شغلي فراواني به وجود آورده بود وآب مورد نياز همه کشاورزان بومي را تامين مي کرد. به طور مسلم يکي از دلايل بحران کمبود بارش است، ولي در ۱۵ سال گذشته به دليل استفاده بي رويه آب و همچنين توسعه کشاورزي در بالادست خسارات جبران ناپذيري به کافتر وارد شد که آن را به پيست اتومبيل راني تبديل کرده است.
    درياچه طشک، تالاب هورالعظيم (هورالهويزه)، رودخانه زاينده رود، تالاب گاوخوني، رودخانه هاي کارون، کشف رود و سفيد رود نيز وضعيتي مساعدتر از نمونه هاي ياد شده ندارند. طبق مطالعات صورت گرفته در سال هاي گذشته، عمده دلايل قابل کنترل بروز اين فجايع به سه عامل رشد جمعيت نامتناسب با منابع، نبود سياست هاي بهره وري محور کشاورزي و ابرام بر استقلال در توليد محصولات عمدتا کم بازده و عدم وجود مديريت يکپارچه و برنامه ريزي با رويکرد اولويت توسعه پايدار تقسيم شده است.
    با توجه به اينکه ايران کشوري با اقليم عمدتا گرم و خشک است و رشد سريع جمعيت مهم ترين عامل کاهش سرانه آب تجديدشونده کشور در قرن گذشته بوده است و از سويي تنها ۱۵ درصد مساحت ايران زيرکشت مي رود و حدود ۹۳ درصد مصرف آب مربوط به کشاورزي است و تنها 10 درصد توليد ناخالص ملي کشور از راه کشاورزي به دست مي آيد و ۱۷ درصد نيروي کار کشور در اين بخش مشغول هستند، بازنگري جدي در سياست هاي رشد و توزيع جغرافيايي جمعيت، مرفه سازي کشاورزان و جوامع روستايي با اعطاي امتيازات بيشتر و سرمايه گذاري در بخش کشاورزي به منظور افزايش بهره وري اقتصادي بخش کشاورزي از طريق مدرنيزه کردن اين بخش، بازبيني الگوهاي کشت در سراسر کشور با در نظر گرفتن امنيت غذايي ملي و بر اساس ميزان دسترسي به منابع منطقه اي و بهره وري اقتصادي، افزايش قيمت حامل هاي انرژي و آب همراه با اعطاي مشوق هاي اقتصادي براي جلوگيري از صدمات اقتصادي و معيشتي بر کشاورزان در کوتاه مدت، ايجاد سازمان هاي تعاوني مديريت کشاورزي در هر منطقه و افزايش مشارکت کشاورزان و ظرفيت هاي جمعي در مديريت آب و کشاورزي، ايجاد بازار آب و کنترل حقابه ها، ايجاد حساب پس انداز آب براي محيط زيست براي حفظ و احياي اکوسيستم ها از طريق خريداري آب از مزارع کم بازده، تغيير وضعيت از مديريت بحران به مديريت پيشگيرانه و اصلاح ساختار حکمراني آب و تقويت سازمان محيط زيست و توجه به الگوهاي توسعه پايدار مي تواند از بدتر شدن شرايط بحراني آب جلو گيري کند.
    منابع در دفتر روزنامه موجود است.
    وانزلنا من السماء ماء بقدر فاسكناه في الارض وإنا علي ذهاب به لقادرون
    آب جزو اولين کلمات است که آدمي به فرزندان خود مي آموزد و اي کاش فرهنگ استفاده و شرايط بحراني آن هم جزو اولين آموزش هاي ما به نسل هاي بعدي مان مي بود. شايد امروز کلماتي چون بحران آب، تنش آبي وکمبود آب را بيشتر از هر زمان ديگر بشنويم يا شايد برخي از ما عضو کارزارهاي مقابله با اين فاجعه قطعي پيش رو باشيم و در عين حال هنوز عمق و وخامت اوضاع واقع را درک نکرده باشيم.
    آب به عنوان زير ساخت اصلي تمدن و از پايه هاي توسعه، عامل حيات جوامع و موتور محرک توسعه پايدار، متاسفانه مورد بي مهري هاي زيادي قرار گرفته است که در اين ميان نه تنها دولت که خود مردم نيز در اين پيشامد مقصر، قاصر و سهل انگار بوده اند.
    از زمان سلسله ساسانيان تا حدود چهار دهه گذشته همواره توازني بين برداشت از منابع و تجديد آنها در کشور وجود داشته است ولي در اين چهار دهه با مصرف بيش از 120 ميليارد متر مکعب از مخازن چند صد هزار ساله کشور که معادل 75 درصد از منابع آب شيرين کشور بوده است باعث خشک شدن رودخانه ها و درياچه هاي بيشماري شده ايم.
    درياچه اروميه با رکورد 35 سد بر روي 21 رودخانه ورودي آن به وضعيت بحراني امروزش رسيده است به طوري که با کاهش بيش از 50 ميليارد مترمکعب مساحت سه هزار کيلومتر مربع تبديل به شوره زار شده و تعادل اکولوژيک آن به هم ريخته است.
    درياچه هامون سومين درياچه بزرگ ايران و يادگار ادبيات و اسطوره هاي کهن به خاطر نبود مديريت يکپارچه و ساخت سد کجکي بر رودخانه هيرمند و عدم رعايت سهم آب ايران، آشفتگي سياسي افغانستان و کشاورزي کم بهره در اغما فرو رفته است و هامون پر آب روزگار گذشته به چهار درياچه هامون صابري يا سيستان، درياچه هامون پوزک ايران، درياچه هامون هيرمند و درياچه هامون پوزک افغانستان که بخش کوچکي از آن نيز در ايران واقع شده، تقسيم شده است.
    درياچه بختگان، ميعادگاه فلامينگوهاي مهاجر با استفاده نارواي آب بالادستِ سيوند و رودخانه کر و کشاورزي بي رويه رو به خشکي کامل گذاشته است. درياچه پريشان که در ۱۲ کيلومتري جنوب شرقي کازرون قرارداشت و به وسعت ۴۳ کيلومتر مربع بود و بزرگ ترين و زيباترين درياچه آب شيرين داخلي کشور محسوب مي شد، به دنبال کمي بارش و عدم مديريت درست منابع آبي و مصرف ناهنجار و بي رويه آب، سوزاندن بخش بزرگي از نيزارهاي اطرافش به علت عمليات راهسازي و ايجاد سد و خشکسالي هاي اخير کم کم خشک شد و بالاخره در سال ۱۳۹۰ بيش از ۹۰ درصد از توان انباشت آب خود را از دست داد. تالاب انزلي باوسعت ۲۰۰ کيلومترمربع مانند تصفيه خانه آب درياي خزر است. ۲۷ رودخانه مهم گيلان به اين تالاب سرازير مي شوند که از مهم ترين آنها رودخانه بهمبر، ماسوله رودخان، قلعه رودخان پسيخان، پيربازار و شيجان رود است. اين رودها با آب شيرين خود سدي در برابر آب شور درياي خزر به وجود آورده اند. اين تالاب با بيش از ۱۰۰ گونه پرنده، ۵۰ گونه ماهي، صدها گونه موجودات گياهي، جانوري و ميکروسکوپي و ده ها گونه گياهي، اکوسيستم کم نظيري دارد که به علت ساختن استخر پرورش ماهي در پيرامون تالاب و تغيير ويژگي فيزيکي و شيميايي آب، بي توجهي به ظرفيت تالاب در پذيرش گردشگري همزمان، افزايش ميزان فلزات سنگين و به خصوص سرب در آب و رسوبات تالاب، پمپاژ آب به بالادست تالاب به منظور آبياري اراضي کشاورزي، احداث کومه هاي شکار، تجمع مقادير زيادي از زباله هاي غيرقابل تجزيه در تالاب که از طريق رودخانه هاي منتهي به تالاب و بازديدکنندگان از تالاب وارد آن مي شود، نبود لايروبي لازم و نيز رهاسازي فاضلاب هاي صنعتي، خانگي و بيمارستاني چند شهرستان استان گيلان به تالاب انزلي و ... با به هم خوردن تعادل اکولوژيکي آن در حال احتضار است.
    درياچه کافتر در بخش مرکزي شهرستان اقليد در شمال استان فارس قرار داشت و درازاي آن ۲۴ کيلومتر و پهناي آن 6 کيلومتر بود. کافتر يکي از درياچه هاي آب شيرين استان فارس، از زيستگاه هاي بسيار ارزشمند پرندگان مهاجر محسوب مي شد و مکان مناسب پرورش ماهي هاي کپور و آمور به شمار مي رفت. وجود چشمه سارها و قنوات متعدد علاوه بر ايجاد مناظر زيبا و ديدني، زمينه مساعدي براي پرورش ماهي قزل آلافراهم کرده بود. پيش از بحران اکولوژيکي و خشکسالي سالانه حدود يک هزار تن ماهي کپور از درياچه صيد مي شد. اين درياچه امکانات شغلي فراواني به وجود آورده بود وآب مورد نياز همه کشاورزان بومي را تامين مي کرد. به طور مسلم يکي از دلايل بحران کمبود بارش است، ولي در ۱۵ سال گذشته به دليل استفاده بي رويه آب و همچنين توسعه کشاورزي در بالادست خسارات جبران ناپذيري به کافتر وارد شد که آن را به پيست اتومبيل راني تبديل کرده است.
    درياچه طشک، تالاب هورالعظيم (هورالهويزه)، رودخانه زاينده رود، تالاب گاوخوني، رودخانه هاي کارون، کشف رود و سفيد رود نيز وضعيتي مساعدتر از نمونه هاي ياد شده ندارند. طبق مطالعات صورت گرفته در سال هاي گذشته، عمده دلايل قابل کنترل بروز اين فجايع به سه عامل رشد جمعيت نامتناسب با منابع، نبود سياست هاي بهره وري محور کشاورزي و ابرام بر استقلال در توليد محصولات عمدتا کم بازده و عدم وجود مديريت يکپارچه و برنامه ريزي با رويکرد اولويت توسعه پايدار تقسيم شده است.
    با توجه به اينکه ايران کشوري با اقليم عمدتا گرم و خشک است و رشد سريع جمعيت مهم ترين عامل کاهش سرانه آب تجديدشونده کشور در قرن گذشته بوده است و از سويي تنها ۱۵ درصد مساحت ايران زيرکشت مي رود و حدود ۹۳ درصد مصرف آب مربوط به کشاورزي است و تنها 10 درصد توليد ناخالص ملي کشور از راه کشاورزي به دست مي آيد و ۱۷ درصد نيروي کار کشور در اين بخش مشغول هستند، بازنگري جدي در سياست هاي رشد و توزيع جغرافيايي جمعيت، مرفه سازي کشاورزان و جوامع روستايي با اعطاي امتيازات بيشتر و سرمايه گذاري در بخش کشاورزي به منظور افزايش بهره وري اقتصادي بخش کشاورزي از طريق مدرنيزه کردن اين بخش، بازبيني الگوهاي کشت در سراسر کشور با در نظر گرفتن امنيت غذايي ملي و بر اساس ميزان دسترسي به منابع منطقه اي و بهره وري اقتصادي، افزايش قيمت حامل هاي انرژي و آب همراه با اعطاي مشوق هاي اقتصادي براي جلوگيري از صدمات اقتصادي و معيشتي بر کشاورزان در کوتاه مدت، ايجاد سازمان هاي تعاوني مديريت کشاورزي در هر منطقه و افزايش مشارکت کشاورزان و ظرفيت هاي جمعي در مديريت آب و کشاورزي، ايجاد بازار آب و کنترل حقابه ها، ايجاد حساب پس انداز آب براي محيط زيست براي حفظ و احياي اکوسيستم ها از طريق خريداري آب از مزارع کم بازده، تغيير وضعيت از مديريت بحران به مديريت پيشگيرانه و اصلاح ساختار حکمراني آب و تقويت سازمان محيط زيست و توجه به الگوهاي توسعه پايدار مي تواند از بدتر شدن شرايط بحراني آب جلو گيري کند.
    منابع در دفتر روزنامه موجود است.

نويسنده: ميثم سالاري
    
    پاورقي:
     آيه 18 سوره مومنون: و از آسمان آبي به اندازه [معين] فرود آورديم و آن را در زمين جاي داديم و ما براي از بين بردن آن مسلما تواناييم.
    
    * کارشناس ارشد مهندسي مخازن هيدروکربوري و فعال محيط زيست
   

دیدگاه خود را ارسال نمایید

ما را دنبال کنید