نانو محک بهبود
10 راهكار كارشناسان براي مقابله به كم آبي در جهان

10 راهكار كارشناسان براي مقابله به كم آبي در جهان

يش بيني ها حاكي از آن است كه تا پايان دهه جاري، هر صنعتي در دنيا با تحولي سيستماتيك در برنامه ريزي استراتژيك، فرآيند توليد و مدل هاي كسب وكار خود مواجه مي شود. موسسهSustainability كه از بيش از 1200 كارشناس جهاني در 80 كشور مختلف نظرسنجي كرده، به اين نتيجه رسيده كه كمبود آب در سال هاي آينده درك عمومي از ارزش آب را تغيير داده و دولت ها و شركت ها را بر آن داشته تا آب بهداشتي را نه يك كالا، بلكه يك منبع با ارزش بدانند. در اين نظرسنجي كه با همكاري موسسه تحقيقاتي GlobeScan صورت گرفته، اين سوال مطرح شده كه «كدام تكنولوژي ها يا تغييرات رفتاري در اين دهه به مشكلات كمبود آب مي پردازند؟» كارشناسان 10 راهكار مشترك زير را در پاسخ عنوان كردند:
    
    1) آموزش براي تغيير روند مصرف و سبك زندگي
    مقابله با دوره كم آبي نيازمند تحول اساسي كليه اشكال مصرف است؛ از مصرف شخصي گرفته تا زنجيره هاي عرضه شركت هاي بزرگ مانند جنرال الكتريك. مهم ترين وظيفه اين است كه اطمينان حاصل شود اين مشكل در سطح دنيا درك شده است.
    
    2) اختراع تكنولوژي هاي جديد حفاظت از آب
    در مناطقي كه سفره هاي آب زيرزميني در حال خشك شدن است و بارندگي كم و غيرقابل پيش بيني شده، نوآوري مورد نياز است. البته در تلاش براي ترويج اين نوآوري ها و اختراع تكنولوژي هاي ذخيره سازي، مصرف انرژي بايد مد نظر قرار گيرد.
    
    3) توسعه روش هاي آبياري در كشاورزي
    70 درصد آب شرب دنيا در كشاورزي مورد استفاده واقع مي شود. توسعه آبياري مي تواند فاصله عرضه و تقاضا را كم كند. در موارد مشخص، آبياري نامناسب تاكنون توانايي كشاورزان را براي تهيه غذا تضعيف كرده است. اگرچه تكنولوژي جديد راهكاري جذاب به نظر مي رسد، اما كارشناسان جهاني اشاره مي كنند كه در برخي موارد، مانند سيستم هاي كشاورزي كاليفرنيا، داستان هاي موفقي در اين زمينه رخ داده است.
    
    4) قيمت گذاري مناسب آب
    به گفته كارشناسان سازمان همكاري هاي اقتصادي و توسعه (OECD)، افزايش قيمت آب مي تواند به كاهش هدرروي و آلودگي آن كمك كند. به همين منظور، سيستم هاي قيمت گذاري كه در بيشتر كشورها كهنه و منسوخ شده اند و اطلاعات غلط ارسال مي كنند، بايد اصلاح شوند. همچنين روند قيمت گذاري در كشورهاي مختلف متفاوت است.
    
    5) توسعه كارخانه هاي نمك زدايي با مصرف كم انرژي
    نمک زدايي با تکنيک تبخير آب دريا براي به دست آوردن آب شيرين و نيز روش اسمز معکوس که طي آن آب شيرين با اعمال فشار فيزيکي به آب دريا به دست مي آيد، صورت مي گيرد. تکنيک تبخير آب به شکل نصب تجهيزاتي در کنار ديگ هاي بخار در نيروگاه هاي برق صورت مي گيرد. اما مصرف انرژي در روش اسمز معکوس کمتر از تبخير آب است. در منطقه خاورميانه که به دليل کمبود بارندگي و آب هاي زيرزميني، کمبود آب مطلق وجود دارد، استفاده از چاه و پمپ هاي آب باعث تقليل آب هاي زيرزميني شده است. بر اين اساس، پروژه هاي نمک زدايي آب دريا با هزينه اي بالادر برخي کشورهاي اين منطقه اجرا مي شود. در حقيقت، خاورميانه نزديک به 50 درصد بازار نمک زدايي آب دريا در جهان را به خود اختصاص داده است. نمك زدايي تاكنون يكي از روش هاي بسيار پرمصرف انرژي براي مقابله با كمبود آب بوده است. اما كشورهايي هستند كه با روش هاي خلاقانه توانسته اند هزينه هاي آن را تا حدي كاهش دهند. مثلاعربستان سعودي از تجهيزات انرژي خورشيدي براي تامين انرژي اين روش استفاده مي كند يا بريتانيا در رويكردي متفاوت نمك زدايي را در مقياسي كوچك تر و فقط براي كشاورزي مورد استفاده قرار مي دهد.
    
    6) توسعه حوزه هاي آبخيز
    سيستم هاي آبخيز براي مناطقي كه هيچ گونه منابع آبي پايداري ندارند بسيار ضروري است. كشورهايي مانند هند و پاكستان كه بدترين تاثيرات را از تغييرات آب و هوايي متحمل مي شوند، به سيستم هاي جمع آوري آب باران روي آورده اند. اين تلاش ها كنترل بر منابع آبي را بيشتر مي كند.
    
    7) وضع و اجراي سياست ها و قوانين بهتر و ايجاد مشاركت هاي بين المللي
    از آنجا كه كمبود آب امنيت غذايي و مساله آلودگي را هم دچار پيچيدگي مي كند، دولت ها بايد نقش خود را در اين زمينه بازتعريف و قوانيني جدي براي تضمين دسترسي به آب سالم وضع كنند؛ از جمله قوانيني براي منع تخليه فاضلاب در رودخانه ها و درياچه ها.
    به علاوه، درست است كه انعقاد توافق نامه هاي بين المللي در مورد منابع طبيعي كار دشواري است (كنفرانس 2009 تغييرات آب وهوايي سازمان ملل در كپنهاگ شاهد اين مدعا است)، اما سياست گذاران بايد تلاش هاي خود را در اين زمينه ادامه دهند.
    
    8) مديريت كلي اكوسيستم ها
    به شكلي ساده، مديريت كل نگرانه به معني اتخاذ رويكردي عملي و متداول براي نظارت بر منابع آبي است كه اهداف اقتصادي، فرهنگي و بوم شناختي را مورد توجه قرار مي دهد. در واقع، كليت از مجموع اجزا بزرگ تر است و هر وجهي مرتبط به ديگر وجوه است و بر آنها اثر مي گذارد. نمونه هاي خوب مديريت كل نگرانه جوامعي هستند كه در عين حال كه كارخانه هاي تصفيه فاضلاب دارند، به فكر مشاركت با توليدكنندگان انرژي پاك هستند تا از فاضلاب به منظور كشت خزه هاي دريايي و ديگر محصولات سوخت زيستي استفاده كنند. اين محصولات نيز به نوبه خود مواد مغذي را اشباع و فاضلاب را تصفيه مي كنند و به ميزان قابل توجهي از هزينه هاي تصفيه در كارخانه مي كاهند.
    
    9) توسعه زيرساخت هاي توزيع
    زيرساخت هاي ضعيف هم به بهداشت آسيب مي رساند و هم به اقتصاد. زيرساخت هاي ضعيف باعث هدرروي منابع، افزايش هزينه ها و كاهش كيفيت زندگي مي شود و باعث مي شود بيماري هاي قابل پيشگيري مرتبط با آب آلوده در جوامع آسيب پذير، به خصوص كودكان شيوع يابد. اين مشكل فقط منحصر به كشورهاي در حال توسعه نيست و در كشورهاي توسعه يافته اي مانند آمريكا نيز تركيدگي لوله يا سرريز تصفيه خانه هاي فاضلاب مرتب رخ مي دهد.
    
    10) كاهش رد پاي شركت ها
    صنعت حدود 22 درصد آب كل دنيا را مصرف مي كند. اين يعني شركت هاي توليدي به طور مستقيم و غيرمستقيم از آب براي توليد كالا– حتي آب معدني– استفاده مي كنند. با توجه به اهميت توليد پايدار و افزايش كمبود آب، هزينه هاي بخش صنعت از اين لحاظ بايد مورد بازبيني قرار گيرد.
    
   

روزنامه دنیای اقتصاد

دیدگاه خود را ارسال نمایید

ما را دنبال کنید