نانو محک بهبود
انقلاب آب

انقلاب آب

آب از مواهب طبيعي خدادادي است که با فراهم ساختن بستر حيات، تداوم زندگي همه موجودات عالم را ميسر مي سازد. امروزه همگان بر نقش تاثيرگذار آب در شکل دهي توسعه پايدار اذعان دارند و افزايش روز افزون جمعيت، گسترش و تنوع فعاليت هاي صنعتي و کشاورزي، ارتقاي سطح فرهنگ و بهداشت عمومي و گسترش صنايع در سطح کشور از عمده ترين عوامل افزايش تقاضا است که عدم توجه به برنامه ريزي صحيح آن باعث وقوع بحران در کشور خواهد شد.
    آب يکي از بزرگ ترين چالش هاي قرن حاضر بشريت است که مي تواند به انقلاب آب منجر شود. چالش آب گپ (فاصله يا خلا) بين توان تامين و نياز مصرف است که لاجرم در طول زمان رو به افزايش است، زيرا از يکسو منابع آب محدود و محدودتر مي شود و همه ساله بخش قابل توجهي از منابع آب به علت افت کيفيت از اولويت مصرف خارج مي شود که نمود بارز اين امر فاضلاب هاي شهري و صنعتي و پساب هاي کشاورزي است که در موارد زيادي اين تغيير کيفيت عامل تهديدکننده براي تغيير کيفيت منابع سالم آب نيز هست. از سوي ديگر مصارف و تقاضاي آب همواره رو به فزوني است.
    عدم توزيع مناسب بارندگي، کاهش بارندگي هاي سالانه به نسبت ميانگين بلندمدت (خشکسالي) از جمله عوامل و عوارضي است که در قانون طبيعت وجود دارد و به نسبت نياز انسان شدت و ضعف آن نمايان مي شود؛ بنابراين بايد به اصل محدوديت منابع آب در عمل اعتقاد پيدا کرد و به فاکتور خشکسالي به عنوان واقعيتي که اتفاق مي افتد، حدود و ثغور آن را شناسايي و براي کاهش تبعات آن برنامه ريزي کرد.
    بر اساس آمارهاي مستند و قابل درک، منابع آب باکيفيت، به علت افزايش روند مصرف و تغييرات کيفي پس از آن همواره در حال کاهش است، با رشد جمعيت و گسترش فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي سهم سرانه آب سال به سال سير نزولي بيشتري پيدا مي کند. در حال حاضر، پتانسيل سهم سرانه آب در کشورمان حدود 1700 مترمکعب است. پيش بيني مي شود اين مقدار در سال 2025 ميلادي به حدود 816 مترمکعب کاهش پيدا کند. اين روند خود گوياي واقعيتي هشداردهنده است که فاصله بين منابع و مصارف آب روز به روز در حال افزايش و لاجرم اين عدم تعادل به گسستگي و بحران در مناطق آسيب پذير مبدل خواهد شد. ايران از جمله کشورهايي است که همواره تلاش کرده است تا محدوديت هاي اثرگذار طبيعت را در بخش آب با اقدامات نوآورانه جبران کند؛ ابداع قنات، آبياري تراوشي (کوزه اي) و... از جمله تلاش هايي است که نمود و نمونه عزم مردم را براي بهر ه گيري مناسب از آب نشان مي دهد. با اين وجود نمي توان کتمان کرد که همپاي اقدامات ايجاد ظرفيت هاي استحصال، تامين و رشد فناوري هاي آب، در امر تقاضا و مديريت مصرف جلو نرفته ايم و به رغم امکانات ويژه و مهم اطلاع رساني در کشور و دسترسي به فناوري هاي خاص مديريت مصرف هنوز شيوه هاي مصرف آب اسراف گرايانه است. جز در موارد محدودي هنوز آب به صورت يکبار مصرف مورد استفاده قرار مي گيرد.
    تغذيه سفره هاي آب زيرزميني که از اقدامات انسان آسيب ديده اند، به مراحل اثرگذار مناسب نرسيده اند و چالش هاي سنگين تامين پايدار آب باکيفيت براي شرب شهري و روستايي، همچنان پيش رو است.
    مديريت تقاضا (مصرف) به عنوان حلقه مکمل مديريت تامين و توسعه منابع جديد عمدتا شيوه هاي صحيح مصرف، ابزارهاي لازم براي استفاده بهتر و الگوهاي منطقي مصرف آب را مطرح مي کند. به طوري که در دهه گذشته توجه به مديريت مصرف (تقاضا) از مساله فرعي به موضوعي محوري و پراهميت تبديل شده است. اين امر ناشي از تحول، آگاهي و باور محافل ملي و بين المللي به واقعيت هاي زمان است. واقعيت اين است که منابع طبيعي همچون آب، انرژي، خاک و گونه هاي زيستي واقعا محدود هستند. توليد دوباره و احياي اين منابع بسيار پرهزينه تر از حفاظت آنها است. مديريت تقاضاي آب به عنوان سياستي محوري و راهکاري اصولي در دهه هاي آينده اصلي ترين گزينه اي است که پرداختن به آن موجب فرصت دادن به منابع تجديدشونده آب و بهره گيري اقتصادي و درخور، از اين منابع ارزشمند مي شود. مديريت تقاضا فراتر از يک راهکار بلکه مجموعه اي از راهکارهايي است که امکان تسلط و تعادل را در نامعادله تامين و مصرف آب به وجود مي آورد. مقوله مديريت تقاضا مجموعه اي از اقدامات نرم افزاري و سخت افزاري را دربرمي گيرد. اما مديريت تقاضا تاکنون به تناسب اهميت آن مورد توجه قرار نگرفته است؛ بنابراين عنايت و توجه به اين امر در سطح عاليه ملي در جهت پشتيباني مالي و تمهيدات لازم در بودجه هاي ملي و منطقه اي (استان ها) امري ضروري است. برنامه ريزي با افق هاي زماني کوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت، ضرورتي است که بايد با جديت تمام به آن پرداخته شود. راه برون رفت از مشکل کم آبي و بحران آب، مديريت صحيح و عقلاني بر نحوه مصرف آب در بخش هاي مختلف است که اين مهم از طريق اقدامات فني، قانوني، نظارتي و فرهنگي ميسر است.
    تحقق اين مهم همکاري تمام ارگان هاي مربوطه و مردم را مي طلبد.پس پرداختن به مديريت مصرف آب و بهينه سازي آن به عنوان يک اصل محوري و يک مکمل براي مديريت تامين از اهم رويکردهاي مقابله با بحران کم آبي در کشور است.
    فرهنگ سازي و تشويق مردم به اصلاح تاسيسات داخلي توسط افراد متخصص و نهادينه کردن ساز و کار قانوني آن و ترويج فرهنگ صرفه جويي و مصرف بهينه آب و بهره گيري از ابزار کاهنده مصرف از جمله مواردي است که مديريت مصرف آب را در جامعه فراگير مي کند. در اين راستا تبليغ استفاده از ابزارهاي کاهنده مصرف به همراه آگاهي بخشي و آموزش همگاني مي تواند در بهينه سازي مصرف آب بسيار موثر باشد. در پايان براي بهينه سازي و اصلاح الگوي مصرف آب اقدامات زير، پيشنهاد مي شود: 1- اقدامات قانوني و کنترلي، 2- اصلاحات ابزاري (استفاده از انواع تجهيزات و ابزارآلات کاهنده مصرف با فناوري نوين)، 3- اصلاح تاسيسات و تجهيزات بهداشتي و 4- اصلاحات رفتاري (فرهنگ سازي).


    مجید منایی
    * کارشناس ارشد وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعي
    

دیدگاه خود را ارسال نمایید

ما را دنبال کنید