نانو محک بهبود
ژئوپلتیک،رقابت،بحران آب،جنگ بر سر آب، رودخانه ،نانو محک بهبود

جنگ بر سر رودخانه هاي مشترك


نويسنده: براهما چلاني
مترجم: علي حاتميان



        تشديد رقابت ژئوپليتيک بر سر منابع طبيعي جهان، اين منابع را به عامل اصلي منازعات قدرت بدل کرده است. آب نيز به عنوان يکي از اين منابع، رقابت ميان کشورها را برانگيخته و تلاش براي دستيابي بيشتر، باعث مسابقه سدسازي ميان آنها شده است. چنين وضعيتي، بحران آب را به يکي از نگراني هاي مهم سازمان ملل در حوزه امنيت تبديل کرده است.
    آب اساسا با ساير منابع طبيعي متفاوت است. منابع ديگري چون نفت قابل جايگزيني و تامين از نقاطي ديگر هستند، در حالي که آب چنين نيست. بر همين اساس، کشورها مي توانند سوخت فسيلي، مواد معدني و منابع زيستي (چون ماهي و چوب) مورد نياز خود را از طرق متنوعي تامين کنند، اما آب به سبب آنکه اساسا خاصيتي محلي دارد و در مقياس کلان و دائمي مورد نياز است، با واردات قابل تامين نيست. به علاوه وزن بيشتر آب در قياس با نفت، حمل و نقل آن را از طريق کشتي يا با کمک لوله هاي انتقال (که به پمپ هاي بزرگ و پرمصرف نياز دارد) بسيار گران مي کند.
    در کنار اين مسائل، آب به صورتي متناقض مي تواند همزمان حيات بخش يا مرگ آفرين باشد. آلودگي آب به ميکروب هاي کشنده يا بروز وقايعي چون سونامي، سيل و توفان مي تواند جان انسان ها را به خطر اندازد. در حقيقت بسياري از فجايع طبيعي زمانه ما ( مانند فاجعه فوکوشيما در سال 2011) با همين خاصيت دوگانه آب مرتبط است.
    روند گرم شدن زمين نيز عامل ديگري است که بحران آب را تشديد مي کند. اين روند، منابع آب آشاميدني را با مشکل مواجه کرده و همزمان باعث بالاآمدن سطح اقيانوس ها و افزايش شدت و تعداد توفان ها شده است. به علاوه، دسترسي مناسب به آب آشاميدني به طور جدي تحت تاثير رشد سريع اقتصادي و جمعيتي در دوران معاصر قرار دارد. براي مثال تغيير روش هاي زندگي به رشد مصرف سرانه آب دامن مي زند. زندگي در دوران جديد و افزايش درآمد افراد، رژيم غذايي را به طور اساسي دگرگون کرده و سهم گوشت را در برابر منابع گياهي تامين پروتئين و کالري تا 10 برابر افزايش داده است. از اين رو، با آنکه جمعيت انساني زمين بيش از 7 ميليارد نفر تخمين زده مي شود، اما شمار احشام و حيوانات اهلي جهان در حدود 159 ميليارد راس است. يقينا تاثير زيست محيطي و مستقيم چنين تعداد عظيمي از احشام بارها بيشتر از جمعيت انساني است و از همين رو، رشد سريع مصرف گوشت در جهان يکي از منابع اصلي مواجه شدن زمين با بحران بي آبي است. جنگ هاي سياسي و اقتصادي بر سر دسترسي به منابع آبي، اينک در مناطق متعددي از جهان در گرفته و به صورت تلاش براي ساخت سد روي رودخانه هاي مشترک و درمقابل استفاده از فشارهاي ديپلماتيک يا ديگر ابزارها براي ممانعت از اين امر ظهور مي يابد. براي مثال، اتيوپي نبردي آرام را براي ساخت سد روي رودخانه نيل آبي آغاز کرده است و در مقابل حکومت مصر، آشکار و پنهان، اين کشور را به اقدام نظامي عليه اين مساله تهديد مي کند.
    براساس گزارش سال گذشته آژانس هاي امنيتي ايالات متحده، استفاده از آب به عنوان سلاحي جنگي يا ابزاري تروريستي در دهه هاي آينده به ويژه در برخي از مناطق افزايش خواهد يافت. شوراي تعامل (The Inter Action Council) با مقايسه وضعيت رهبران بيش از 30 کشور، جامعه جهاني را به حمايت از اين کشورها و ممانعت از سقوط دولت ها در اثر مواجهه با بحران کم آبي فراخوانده است. بر همين اساس، ايالات متحده نيز مساله آب را به يکي از دغدغه هاي اصلي امنيتي خويش ارتقا داده است.
    در بسياري از کشورها دسترسي محدود و ناکافي به منابع آبي، فرآيند تصميم گيري مرتبط با محل ساخت تاسيسات و مراکز نيروگاهي را دشوار مي کند. مطابق برآورد بانک جهاني، چنين محدوديت هايي حدود 3/2 درصد از توليد ناخالص داخلي چين را مصروف خود مي کند و اين در حالي است که چين اساسا در شمار کشورهاي مواجه با بحران آب قرار ندارد. چنين کشورهايي( از کره جنوبي در شرق تا هند، مصر و فلسطين اشغالي در غرب) يقينا هزينه هاي به مراتب بيشتري را براي برطرف کردن مشکلات خود خواهند پرداخت.
    کشورهاي کم آب، اينک به خوبي دريافته اند که آب منبعي تجديدشونده اما محدود است؛ چراکه ظرفيت جايگزيني آب توسط طبيعت به ميزاني ثابت است و منابع تامين آب شيرين جهان به حدود200 هزار کيلومتر مربع محدود مي شود. در مقابل جمعيت جهان از 1970 و همراه با رشد اقتصادي همواره رو به افزايش بوده است. با اين حال رشد سريع تقاضاي آب، صرفا حاصل رشد اقتصادي و جمعيتي، توليد محصولات، استخراج انرژي و تامين مواد غذايي براي برآورده ساختن نيازهاي مصرفي نيست، بلکه با مساله چاقي نيز مرتبط است.
    ميانگين توده بدني انسان ها پس از جنگ جهاني دوم افزايش يافته است؛ به ويژه از دهه 80 تا کنون 3 برابر شده است. آشکار است که وزن بيشتر شهروندان، سبب افزايش تقاضا براي آب، انرژي و ساير منابع طبيعي مي شود. براي مثال بر اساس پژوهش مجله انگليسي  BMC Public Health ، اگر ميانگين توده بدني تمامي جمعيت جهان معادل ميانگين کشور آمريکا باشد، به معناي آن است که دست کم يک ميليارد نفر به جمعيت جهان افزوده شده است. اين در حالي است که چنين افزايشي، قطعا بحران جهاني آب را تشديد  خواهد کرد. از سوي ديگر، مواجهه مناطقي که پيش تر داراي آب فراوان و ارزان بوده اند، با محدوديت هاي مرتبط با نحوه تامين و کيفيت آب، بسياري از سرمايه گذاران را به تلقي آب در مقام منبعي مشابه نفت سوق داده است. رشد سريع صنعت آب معدني (بطري) از دهه 90 ميلادي تا کنون حاصل همين تغيير نگرش سرمايه گذاران و تبديل اين منبع حياتي به کالايي تجاري است. از اين رو مصرف کنندگان نه تنها با کمبود منابع آبي رويارو هستند، بلکه رفته رفته بايد بهاي بيشتري نيز براي تامين نيازهاي خود بپردازند.
    آشکار است که چنين بحراني تنها با مديريت و حفاظت خلاقانه از منابع آبي در کنار توسعه روش هاي تامين جديد و غيرسنتي قابل کنترل است. در حقيقت مشابه روش هاي جديد در تامين نفت و گاز (که استخراج نفت لايه هاي رسوبي از جمله آنهاست)، صنايع مرتبط با تامين آب نيز بايد گزينه هاي جديدي چون تصفيه آب هاي مصرف شده و شيرين کردن آب اقيانوس ها را براي غلبه بر مسائل پيش رو مدنظر قرار دهند. اگر زندگي ما به آب وابسته است، که در حقيقت چنين است، بايد بيش از اين به مسائل مرتبط با اين حوزه و يافتن راهکارهايي براي حل آنها توجه داشته باشيم.
    * براهما چلاني، استاد مطالعات استراتژيک در مرکز تحقيقات سياست گذاري دانشگاه دهلي نو / نويسنده نيروي عظيم آسيا؛ آب: عرصه نبرد جديد در آسيا؛ آب، صلح و جنگ: مواجهه با بحران جهاني آب.
    
    

دیدگاه خود را ارسال نمایید

ما را دنبال کنید