نانو محک بهبود
آب شیرین کن،اسمز معکوس،کندانسور،انرژی خورشیدی،نانو محک بهبود

فردا خیلی دیر است!

فردا خيلي دير است
استفاده مستقيم از انرژي آفتاب براي نمك زدايي از آب شور

تاكنون دو شيوه متعارف براي نمك زدايي از آب شور، يا به عبارت ديگر شيرين كردن آب شور وجود داشته است. قديمي ترين نوع با استفاده از سوخت هاي فسيلي و به جوش آوردن و توليد بخار تقطير آن در كندانسور و به دست آوردن آب مقطر و شيوه دوم شيوه اُسمُز معكوس است كه با فشار وارد كردن به آب شور و عبور دادن آن از غشا يا مببراني با ميليون ها منفذ ميكروسكوپي فشار اسمزي معكوس ايجاد مي شود و آب نمك گيري شده به دست مي آيد. در اين روش براي وارد كردن فشار از نيروي برق استفاده مي شود و غشاها يا فيلترهاي مورد استفاده نيز گران است و بايد پيوسته تعويض شود. هر دو روش به طور مستقيم يا غير مستقيم به سوخت هاي فسيلي وابسته اند. از اين رو گرچه به حل مساله كمبود آب شيرين كمك مي كنند، اما بر انباشت گاز گلخانه يي دي اكسيد كربن و ساير آلاينده هاي حاصل از سوخت فسيلي مي افزايند و موجب تشديد وضعيت گرمايشي زمين مي شوند. از سوي ديگر هر دو شيوه فقط بخشي از آب شور را شيرين مي كنند و پسماند آن كه آب آلوده به نمك و فلز سالينيوم و ساير آلاينده هاست با غلظت بسيار بالاتر به دريا يا رودها يا سفره هاي آب زير زميني بازگردانده و موجب تشديد مساله ديگر مي شود.
    از مدتي پيش در ايالت كاليفرنيا، كه به تنهايي هشتمين قدرت اقتصادي جهان و از بزرگ ترين مراكز كشاورزي گسترده و علمي است تاثيرات گلخانه يي آثار خود را آشكار كرده است. در آخرين گزارش كارشناسي نوشته دينا اسپكتور از نشريه ساينس 12 مارس 2014 كه به دستم رسيده پيش بيني شده كه خشكسالي طولاني در كاليفرنيا احتمالاتا 100 سال به درازا خواهد انجاميد و هم اكنون مقامات فدرال از تدارك آب كشاورزي و مصرفي از منابع فدرال ناتوان هستند زيرا ايالات ديگري كه تاكنون بخشي از آب خود را به كاليفرنيا مي فرستادند، در اثر افزايش جمعيت و تاثيرات گرمايش زمين خودشان دچار كم آبي هستند. شيوه جديد استفاده مستقيم از انرژي خورشيد براي تصفيه آب شور، يا تبخير و تقطير آن درست در زماني در مقياس كاربري اقتصادي به نتيجه رسيده است كه تهديد تشديد خشكسالي جدي تر شده بود و نمي شد دست روي دست گذاشت. در كاليفرنيا كشتزارها با روش زهكشي آبياري مي شوند و بازيافت زهاب نمكي و مسموم برجاي مانده كه خود مساله بزرگ آلاينده محيط است منبع اصلي توليد آب قابل استفاده محسوب مي شود. در مناطق نزديك به دريا يا مناطقي كه داراي آب زير زميني شور و ناسالم باشد البته مي توان از آن منابع استفاده كرد.
    در اين روش به طوري كه در عكس زير ديده مي شود حرارت آفتاب با انعكاس متمركز توسط آيينه هاي قوسي مقعر بر لوله حاوي نوعي روغن معدني با درجه جوش بالاكه قاعدتا درديگ هاي روغن داغ به كار مي رود، روغن داخل لوله بسيار داغ مي شود و با پمپي ساده به مخزن يا به اصطلاح خازن عايق بندي شده اصلي مي ريزد. كار اين مخزن ذخيره كافي روغن داغ است كه سپس با دبي لازم براي تبادل حرارتي از مخزن آب شور عبور داده مي شود. بدين ترتيب حتي در ساعات شب كه گرمايي از خورشيد دريافت نمي شود، به مخزن آب بفرستد و آن را تبخير و براي تقطير به كندانسور پمپ كند.
    اكنون توليد پايلوت صنعتي تهيه آب شيرين از زهاب كشاورزي با ظرفيت 93 درصدي به نتيجه رسيده است. كشور استراليا كه در ميان دو اقيانوس محصور و به شدت دچار كم آبي است، از اين طرح استقبال كرده و كشور صحرايي قطر نيز همچون بسياري موارد مشابه در بهره گيري از اين شيوه پيشگام شده است.
    چهار سال پيش نيز در روزنامه اعتماد طي مقاله يي زير عنوان«نمك هاي ارزنده ايران» درباره توليد برق مداوم، يعني 24 ساعته، يادداشتي نوشتم كه شباهت هايي با اين طرح داشت. اما در آن طرح با تمركز حرارت به منبع فلزي حاوي نمك و گرم كردن آن، نمك را در 700 درجه حرارت ذوب مي كنند و سپس لوله هاي آب را با فواصل قابل تنظيم شبانه روزي با سطح نمك مذاب و داغ مي گذرانند. هنگام شب كه حرارت نمك كمتر مي شود لوله ها تدريجا به نمك داغ نزديك تر مي شوند و بامداد بعد كه بارديگر انرژي خورشيدي دريافت مي شود از آن دورتر مي شوند. به اين ترتيب ميزان و فشار بخار براي راه اندازي توربين هاي بخار ثابت مي ماند. يعني حتي در ساعات شب توربين با بخار گرم شده از انرژي خورشيد كار و برق توليد مي كند. اخيرا در گزارشي خواندم كه نخستين مركز تهيه برق به ميزان چهار هزار مگاوات در صحراي مگابي افتتاح شده است. در آن زمان برنامه هاي دورزدن درآمدهاي نفتي آنقدر مسوولان را سرگرم كرده بود كه هيچ واكنشي درباره آن مطلب مشاهده نشد. اكنون اميدوارم به اين هشدار به طوري جدي توجه و واكنشي ديده شود. آب هيرمند كه باسدبندي و غيره عملابه توليد ترياك كشور برادر افغانستان تخصيص يافته روي ما گشوده نخواهد شد. آب اترك و ارس نيز چندان قابل اعتماد نيست. ما نيز مشكلات زهاب هاي خود را داريم. منابع آب شور داخلي و دو درياي جنوب و شمال، خصوصا در بخش هاي صحرايي و بهره مندي از انرژي لايزال خورشيدي تنها راه نجات است. وقتي فقط يك راه نجات وجود دارد بايد به طور جدي به آن يك راه چسبيد و ادامه داد! با آبي كه به اين ترتيب به دست مي آيد نمي شود در كوير برنج كاشت! زيرا تبخير در محيط خشك اتلاف آب و سرمايه ملي است. كشت در مناطق خشك بايد در گلخانه متمركز شود! يعني برنامه توليد آب، بازيافت آب شهري و كشت گلخانه يي بايد با هم و به موازات هم برنامه ريزي و اجرا شود! جنگ هاي آينده بر سر آب است. فردا براي اين كار بسيار دير است!
فریدون مجلسی
روزنامه اعتماد

دیدگاه خود را ارسال نمایید

ما را دنبال کنید