نانو محک بهبود
انتقال آب ،اهواز،پیامد تجاری،طرح های جهانی

نگاهی به پیامدهای تجارب جهانی طرح های انتقال آب

امروزه یکی از دغدغه های اصلی مردم خوزستان بویژه اهواز و حومه، جلوگیری از اجرای برنامه های آشکار و پنهان در حال پیگیری برای انتقال آب کارون است و بر این باورند که برخی استان ها برای نجات کویر خشک خود در پی از بین بردن زمین های زنده و سبز جلگه خوزستان هستند و این را خلاف اجرای عدالت می پندارند. شاید اکنون برخی سیاستمداران و یا سیاستگذاران منابع آب کشور این واکنش های اجتماعی را از منظر تعصب جغرافیایی و نتیجه تبلیغات رسانه ها و افراد منطقه پندارند اما با مطالعه وسیع تر در طرح های انتقال آب در مکان های گوناگون جهان، خود در جایگاه مخالفین طرح های انتقال آب قرار گیرند.

 

امروزه یکی از دغدغه های اصلی مردم خوزستان بویژه اهواز و حومه، جلوگیری از اجرای برنامه های آشکار و پنهان در حال پیگیری برای انتقال آب کارون است و بر این باورند که برخی استان ها برای نجات کویر خشک خود در پی از بین بردن زمین های زنده و سبز جلگه خوزستان هستند و این را خلاف اجرای عدالت می پندارند. شاید اکنون برخی سیاستمداران و یا سیاستگذاران منابع آب کشور این واکنش های اجتماعی را از منظر تعصب جغرافیایی و نتیجه تبلیغات رسانه ها و افراد منطقه پندارند اما با مطالعه وسیع تر در طرح های انتقال آب در مکان های گوناگون جهان، خود در جایگاه مخالفین طرح های انتقال آب قرار گیرند. انتقال آب از سرشاخه های کارون از سوی سیاست گذاران آبی کشور، بهترین روش برای تأمین آب نقاط خشك مرکزی کشور تعریف و نقطه امید مردم ساكن در نواحی مذکور عنوان گردیده، اما نباید فراموش كرد كه این تغییرات آبی، عوارضی را در پایین دست حوزه آبریز، در مسیر انتقال و یا در ناحیه مصرف (بخش عمده خوزستان) به وجود می آورد. پرداختن به چالش ها،زوایا و خصوصیات مختلف از دیدگاهی تخصصی و کارشناسی با هدف بررسی آثار و تبعات انتقال آب کارون بر استان خوزستان و منافع ملی از ضروریات است. متاسفانه در موضوع انتقال آب،تنها بحث های فنی این طرح ها مطرح گردیده، از این رو ضروری است مطالعه همه جانبه اثرات و پیامدهای انتقال آب از حوزه‌ آبریز کارون بر منافع ملی در فضایی کاملا علمی،کارشناسی و برپایه مستندات و استانداردهای بین المللی مانند استانداردهای پیشنهادی یونسکو، کمیسیون جهانی سدها، شاخص های توسعه پایدار و تجربه های موفق و ناموفق انتقال بین حوضه ای آب درکشورهای گوناگون و نیز فارغ از هرگونه بخشی نگری اجتماعی و سیاسی انجام پذیرد.

 

پیشینه جهانی طرح های انتقال آب

 

نتیجه کلی انتقال حجم وسیع آب با هدف تامین آب شهرهائی همچون پاریس، مارسی، آتن، هلسینکی، نیویورك، لس آنجلس، الجزیره و توکیو، رشد سریع جمعیت وتمرکز ساختار شهری در برخی از این مناطق شده و در درازمدت چالش های آبرسانی این شهرها را تشدید ساخته است. در ادامه این روند، دستیابی به منابع آبی که در دوردست ها قرار دارند مورد توجه قرار گرفته و این امری است که با مقاومت مردم و انجمن های محلی برای دفاع از منابع طبیعی خویش روبرو شده است.خلاصه ای از تجارب و پیامدهای جهانی انتقال آب بین حوضه ای در ادامه می آید:

 

 

 

طرح انتقال آب از رودخانه های آمودریا و سیردریا

 

پس از تسلط روسیه بر آسیای مرکزی، به منظور افزایش سطح زیرکشت و بهره برداری بهینه از مزارع و کشتزارها، طرح های آبرسانی متعددی به مرحله اجرا درآمد. این طرح ها با حفر کانال هایی برای انتقال آب سیردریا در سال 1930 شروع و شد، در سال 1939 کانال فرغانه احداث شد که طول آن 273.5 کیلومتر بود. در سال 1957 یک نیروگاه هیدرولیک و یک دریاچه ذخیره آب در اراضی مرتفع حد فاصل قرقیزستان و تاجیکستان ساخته شد که هدف آن ذخیره آب برای اراضی گسترده متعلق به تاجیکستان، قرقیزستان و ازبکستان بود. این طرح ها به همراه برنامه های متعدد دیگر که در طول سال های بعد به مرحله اجرا درآمد، ضمن آن که بخش وسیعی از اراضی بایر کشورهای آسیای مرکزی را آباد کرد و بر میزان بازده تولید افزود، اثرات مخرب زیست محیطی بسیاری به وجود آورد، که پیامد آن بروز خسارات و ضایعات مادی و جانی فراوان بوده است، به طوری که این عارضه به صورت معضلی منطقه ای درآمده است. طرح های بزرگ انتقال آب از دو رودخانه آمودریا و سیردریا که در طول تاریخ به دریاچه آرال می ریختند آغاز شد و با این شعار که پنبه، طلای سفید است اراضی زیر کشت پنبه را از 5/3 به 5/7 میلیون هکتار افزایش دادند، به گونه ای که مقدار آب ورودی دریاچه به یک دهم کاهش یافت و وسعت دریاچه به یک سوم مقدار طبیعی آن تقلیل یافت و 100 کیلومتر عقب نشینی کرد دو بندر موبیناق در ازبکستان و آرالسک در قزاقستان خشک و متروك شد و صنعت صیادی در این دو بندر نابود و60 هزار شغل از بین رفت. بخش عمده ای از اراضی پنبه نیز به دلیل تغییرات محیطی نابود شد. خشک شدن دریاچه ، بستری از نمک به وسعت 36 هزار کیلومتر مربع بر جای گذاشت. همچنین نمک آب چهاربرابر شده و در نتیجه اغلب موجودات زنده در آن از بین رفته اند. املاح، سم های کشاورزی و سایر مواد سمی که بر روی زمین خشک شده به جا مانده اند، توسط باد به مناطق دورتر منتقل شده و صدها کیلومتر مربع زمین را عقیم کرده اند، امری که به طور جدی سلامت اهالی محلی را به خطر انداخته است و کم خونی، بیماری جگر، مسمومیت خونی براثر سمومات کشاورزی و آهن های سنگین را شایع کرده است. نمک برخاسته از دریاچه نه تنها در ذوب برف کوه های نورسلطان، بلکه در ذوب برف کوه های آلپ نیز تاثیر می گذارد. توفان های شن و نمک که حامل غبارهای سمی آفت کش ها، ودها و سموم کشاورزی بودند برای مردم منطقه انواع بیماری های تنفسی،سرطان های پوستی و ریوی را به ارمغان آورد. براساس گزارش یونسکو در این منطقه سلامت زنان باردار به علت کیفیت بد آب آشامیدنی همچنان رو به وخامت است. اغلب نوزادان مرده و ناقص الخلقه به دنیا می آیند به طوری که این منطقه یکی از بالاترین میزان مرگ ومیر نوزادان در جهان را داراست.ضمنا در ترکمنستان سالانه11میلیارد مترمکعب آب رودخانه آمودریا از طریق کانال قراقوم انتقال داده می شود و در این مسیر انتقال50 درصد آب از دست می رود.

 

بنیاد نجات دریاچه آرال در سال 1993 میلادی از سوی پنج کشور آسیای میانه تاسیس شد و هدف آن حل مشکلات زیست محیطی منطقه به ویژه، متوقف کردن کاهش سطح آب دریاچه آرال است.

 

پیش از اجرای این طرح ها دریاچه آرال چهارمین دریاچه بزرگ جهان بود که حوضه آبریز آن در کشورهای افغانستان، ایران و پنج جمهوری شوروی سابق قرار داشت. دریاچه آرال تراژدی غم‌انگیز زیست‌محیطی مدرنیته امروز است که بیش از 80 درصد حجم خود را از دست داده و آنچه به‌جا مانده، شورابه تلخی است.

 

 

طرح های انتقال آب کشور سنگال

 

طرح های انتقال آب شهر داکار از جمله موارد دیگر است. سال های متمادی است که این شهر، آب خود را عمدتا توسط سفره های آب زیرزمینی موجود در اطراف خویش تامین می کند. در80 درصد آب این شهر از منابع زیرزمینی بین گییرز و دماغه سبز، سال 1999 تامین می شد. بیش از ده سال است که طرح کانال کایر به یک مار دریایی واقعی هیدرولوژیکی تبدیل شده است. هدف این طرح ساختن لوله آبی است که بتواند نیاز پایتخت سنگال را برآورده نماید. این طرح های انتقال عظیم آب نه در پاسخ منطقی به یک نیاز واقعی به آب بلکه بیشتردر چارچوب یک افزایش بی حساب تولیدات کشاورزی و زیاده طلبی در تسلط بر طبیعت، انجام گرفته است. تفکری که اکنون به شدت در بین برخی مسئولین و افراد نا آشنا با اثرات سوء بلند مدت این طرح ها حاکم است.

 

طرح مشابهی برای آبرسانی شهر نوآکچوت تدارک دیده شده بود. از قرار، کانال سر بازی به درازای ١٧٠ کیلومتر بین رودخانه سنگال و پایتخت موریتانی، می بایست مخزن آب نیمه تصفیه شده ای به گنجایش ١٥٠ هزار متر مکعب و نیز مخزن شبه زیرزمینی ای به گنجایش ٥٠٠٠ متر مکعب را پر کرده و بدین ترتیب ظرفیت روزانه تولید آب را تا سال٢٠٢٠ به سه برابر افزایش دهد.

 

این طرح که هزینه اش به طور مشترک توسط صندوق مالی برای توسعه آفریقا، کویت و عربستان سعودی تامین می شود، در ضمن قصد ساختن یک تصفیه خانه را هم دارد. لیکن برخی متخصصین از این هراس دارند که کوچکی اندازه شبکه کانال، باعث سرریز شدن آب شود، امری که می تواند نتایج بهداشتی بسیار خطرناکی به بار آورد (مانند رواج بیماری وبا)

 

انتقال آب در چین

 

چین در حال تجدید نظر برای بازنگری آینده آب کشور است تا از طریق اجرای شاهکارهای مهندسی، آب را با سامانه‌های شیب‌دار از ارتفاعات تبت به رودخانه خشک زرد در غرب کشور منتقل کند.در مسیر تبت غربی، پروژه انتقال آب شمال-جنوب علامت‌گذاری شده است. این پروژه به مسیرهای مرکزی و شرقی در دست ساخت که آب رودخانه یانگ‌تسه را به کلانشهر پکن از طریق سه مسیر1100کیلومتری کانال و لوله با هزینه 300میلیارد دلار منتقل می‌کند متصل می‌شود. نخستین مرحله طرح، شامل انتقال 4میلیارد مترمکعب آب در سال برابر ظرفیت انتقال کانال اصلی کالیفرنیا خواهد بود. ظرفیت این طرح به 46میلیارد مکعب آب در سال افزایش پیدا خواهد کرد. طرح های زیادی برای کنترل و انتقال آب در این کشور در حال مطالعه و اجرا می باشد. طرح انتقال آب از جنوب به شمال چین از جمله بزرگ ترین طرح هایی است که در حال انجام می باشد. از دلایل انتقال آب از جنوب به شمال چین می توان از توزیع نامناسب منابع آب و خاك (شمال دارای زمین های مستعد و جنوب دارای آب مناسب می باشد)، پایین افتادن سطح سفره های آب زیرزمینی و افزایش هزینه های پمپاژ و حفاری، نشست زمین، کاهش محصولات کشاورزی، آلودگی آب آشامیدنی درشمال چین نام برد.از جمله مشکلات این انتقال می توان از اثرات سوء بر محیط زیست (نواحی مبداء، انتقال و مقصد) گران بودن هزینه انتقال و جابجایی ساکنین نزدیک محل آبگیری و مسیر (200 هزار نفر در محل آبگیری و50 هزار نفر در طول مسیر) نام برد.

 

روسیه و طرح های انتقال

 

مقام های روسی در برابر طرح چینی‌ها برای ساخت کانال آبیاری 300 کیلومتری و سامانه های شترگلو (سیفون) به‌منظور برداشت 450میلیون مترمکعب آب از رودخانه ایرتیش دشت سیبری (مشترک بین دوکشور)آمادگی تسلیحاتی پیدا کرده‌اند. درصورت عدم توقف این طرح، بیش از 2میلیون روسی با بی‌آبی روبرو خواهند شد.شایعاتی نیز مبنی بر طراحی خط لوله‌ای برای برداشت آب از دریاچه مشهور بایکال روسیه برای انتقال به چین و احتمالا به خاورمیانه و در نهایت به آمریکا وجود دارد.دریاچه بایکال، بزرگ‌ترین دریاچه آب شیرین جهان است که حتی از مجموع دریاچه‌های پنجگانه آمریکا نیز بزرگ‌تر است. در سال 2005برای نخستین بار دانشمندان روسی و چینی به مطالعات زیست محیطی مشترک در اطراف دریاچه و اندازه‌گیری کیفیت آب آن پرداختند.

 

انتقال آب در ایالات متحده آمریکا

 

طرحی برای احداث یک خط لوله به طول 650 کیلومتر جهت انتقال آب از رودخانه میسوری به نواحی پرجمعیت جنوب داکوتا، جنوب غربی مینه‌سوتا و شمال غربی آیوا در دست اقدام است. سازمان آب نوادای جنوبی مشغول مطالعه طرحی برای انتقال آب از جنوب نوادا به لاس وگاس به طول 500کیلومتر است.ایالت یوتا نیز پیشنهاد کرده تا خط لوله‌ای به طول 200کیلومتر و با هزینه 500میلیون دلار احداث شود تا آب دریاچه پاول به سنت جورج و کانتی ‌واشنگتن انتقال یابد.

 

ایالات کالیفرنیا، آریزونا و اوتا، با ساختن لوله عظیم انتقال آب لس آنجلس در سال 1930، دوران طرح های عظیم انتقال آب رودخانه کلورادو را آغاز نمودند و بدین ترتیب باعث خشک شدن دریاچه اوونز و نیز نابودی ساکنین محلی دره اوونز در کالیفرنیا گشتند. در حال حاضر، رودخانه کلرادو، مانند رودخانه های سیر دریا و آمو دریا در آسیای میانه، فقط در برخی مواقع سال به دریا می پیوندد که این امر موجب ایجاد فجایع زیست محیطی ناگهانی و خشنی شده است به طوری که باعث نابودی مناطق باتلاقی دلتای کلورادو گردیده است. 

 

در آمریکا وقتی ظرفیت منابع آبی از سال های بعد از 1960 در مناطق غربی شروع به کاهش نمود دادگاه عالی قضایی کالیفرنیا حکمی صادر کرد که بر طبق آن حجم آب برداری از رودخانه کلرادو محدودتر شد. ترس از کمبود آب، مهندسین و مسئولین سیاسی را به این فکر انداخت که از ایالات کلمبیا و می سی سی پی بطور وسیعی آب منتقل کنند. با امتناع ایالات مذکور از این انتقال، این فکر پیش آمد که باید آب را از مناطق دورتر، جایی که به وفور وجود دارد یعنی از کانادا وارد نمود. آن زمان، دوران طلایی مهندسی بود، دورانی که دست اندرکاران فکر می کردند که برای پاسخگویی به تقاضا می بایست عرضه را شدت بخشید، در نتیجه برای جبران کاهش آب ناشی از استفاده بیش از حد منابع محلی، می بایست به انتقال حجم بسیار وسیع آب اقدام نمود. افکار عمومی در کانادا با قاطعیت تمام به این طرح ها پاسخ منفی داد. آنان با خطرات ناشی از انتقال وسیع آب آشنایی کامل داشتند. مسئله واگذاری کنترل آب، حق حاکمیت ملی کانادا را به طور بی رحمانه ای در برابر همسایه اش از بین می برد. چنین طرح هایی امروز دوباره ارائه می شوند و مخالفین آنها، چه در کانادا و چه در ایالات متحده، به موقتی بودن نتیجه کار اشاره می کنند چرا که نمی خواهند عادت مصرف کنندگان را عوض نمایند. آنها معتقدند این انتقال آب تنها مشکل را به طرز بسیار پرخرجی از جایی به جای دیگر منتقل می کند. به اعتقاد اوتاوا، نمی توان از حاکمیت ملی خویش در امر آب دست کشید و رفتار غیرمسوولانه مصرف کنندگان آمریکایی را که آب را هدر می دهند، تشویق نمود در سال 2000 کمیسیون بین المللی مرکب، که سازمانی است مرکب از دو کشور کانادا و آمریکا برای حل اختلافات مرزی این دو کشور، در مورد مسئله آب حق را به کانادا داده است و تاکید کرده که این گونه انتقال وسیع آب تنها در صورتی مطرح خواهد شد که آخرین راه حل ممکن باشد و آن هم به شرط اینکه آب برداشته شده به مخزن اصلی اش بازگردانده شود.

 

نوادا ایالتی خشک در آمریکا می باشد که پیشرفت های فراوانی داشته است و اخیراً این ایالت به عنوان ایالتی با بیشترین درصد شهرنشینی در ایالات متحده معرفی  شده است.  طبق پیش بینی ها نیاز آبی این ایالت تا سال2020، حدود 9 درصد افزایش می  یابد. تاکنون بیشتر آب های در دسترس سطحی و تقریباً نیمی از آب قابل برداشت زیرزمینی مورد بهره برداری قرار گرفته است. بیشتر از 20 مورد انتقال آب بین حوضه ای در نوادا وجود دارد. اهداف این انتقال ها شامل: تامین آب کافی، حفاظت از حقابه های موجود، حفاظت از کیفیت آب، تأمین آب مناطق روستایی، تأمین آب برای توسعه اقتصادی منطقه و حفاظت محیط زیست می باشد.در عین حال نگرانی هایی در ارتباط با اثرات انتقال آب وجود دارد که این نگرانی ها در مبداء شامل تأثیر بر روی حقابه ها، کاهش جریان رودخانه ها، خشک شدن برکه ها و کاهش سطح آب در دریاچه های پایین دست و سفره های آب زیرزمینی می باشد. طرح های متعددی برای انتقال آب از کانادا به ایالت‌های غرب میانه آمریکا پیشنهاد شده که به‌دلیل مخالفت های زیاد به تعویق افتاده است.

 

انتقال آب در ژاپن

 

در کشور ژاپن از دیرباز انتقال آب بین منطقه ای انجام می شده است. طرح های انتقال قدیمی، به منظور آبیاری مزارع برنج صورت می گرفته است. اما هدف طرح های جدید تأمین آب مورد نیاز شهرهای بزرگ است. مهمترین مشکل اجتماعی طرح های انتقال آب در ژاپن، اخذ مجوز برای احداث مخازن و جلب رضایت مردمی است که باید محل زندگی خود را تغییر دهند. برای اینکه به جز زمین داران بزرگ، بقیه مردم در این جابجایی از نظر اقتصادی متضرر می شوند. نگرانی دیگر مردم تحلیل سفره های زیرزمینی در اثر انتقال آب و کاهش جریان رودخانه است.

 

بر اساس قوانین کشور ژاپن، رواناب یک دارایی عمومی است. به عبارت دیگر حقابه ها باید از طرف دولت به کاربران اعطا شود. با وجود این بیشتر حقابه های کشاورزان قبل از قانون جدید وجود داشته است و کشاورزان مالک حقابه شناخته می شوند. بر اساس قوانین، استفاده جدید از آب نباید موجب لطمه به حقابه ها شود. با توجه به این که در خشکسالی های شدید، برداشت آب توسط کاربران جدید در بالادست موجب کمبود آب در پایین دست برای حقابه بران گردیده است، عموماً با هر برداشت جدید مخالفت می شود. به منظور حل این مشکل پیشنهاد شده است که محل برداشت مصارف جدید بالادست محل برداشت حقابه بران پایین دست نباشد.

 

انتقال آب به توکیو از قرن16میلادی آغاز گردیده است. در اویل قرن بیستم میلادی جمعیت این شهر به1.1میلیون نفر رسیده و سالانه 50میلیون مترمکعب آب به این شهر انتقال داده می شد. در سال1935  جمعیت به 5 میلیون نفر و حجم آب انتقالی به 300 میلیون مترمکعب افزایش یافت. در اوایل1960 جمعیت 7 میلیون نفر بود و یک میلیارد مترمکعب آب به شهر انتقال می یافت. برای تأمین نیاز روزافزون شهر، تصمیم گرفته شد که انتقال آب حوضه به حوضه از رودخانه تن صورت پذیرد .بر اثر مخالفت انجمن صنفی کشاورزان، سد مخزنی برای انتقال آب به جای آنکه در بالادست مزارع ساخته شود در پایین دست آنها احداث گردید به نحوی که هم نیاز کشاورزان برآورده گردد و هم آب مورد نیاز برای انتقال تأمین شود.

 

لیبی

 

بخش اعظم لیبی را صحرا فراگرفته و رشد سریع بخش ساحلی آن به‌حدی رسیده است که منابع محدود آب کشور تکافوی نیازهای روزافزون این کشور را نمی‌دهد. از سال1980سرهنگ معمرقذافی اجرای بزرگترین رودخانه ساخت انسان برای انتقال آب‌های معادن باستانی اعماق صحرا را آغاز کرد. او خط لوله زیر زمینی بسیار عظیمی به طول حدود 5هزار کیلومتر و با صرف 35میلیارد دلار هزینه احداث کرد تا بخش ساحلی لیبی گلستان شود.

 

بیش از 1300حلقه چاه عمیق که ژرفای بعضی بیش از 500 متر بود، حفر شد.در سال 2007 روزی بیش از 5.6 میلیون مترمکعب آب از معادن ژرف صحرا مکیده می‌شود. این هشتمین شگفتی جهان با دو مشکل اساسی روبه‌رو است، اول اینکه آبخوان‌ها واقع در ژرفای صحرا در محدوده چند کشور از جمله چاد، مصر و سودان واقع شده و آنها مدعی حقوق طبیعی خود هستند، دوم اینکه آبخوان‌های مذکور فاقد منابع تغذیه هستند و در زمره آب‌های تجدید‌شونده محسوب نمی‌شوند در نتیجه و پس از تخلیه آب‌ها، لیبی با بی‌آبی شگفت‌آوری روبه‌رو خواهد شد.

 

هند

 

هندوستان در پی احداث یک خط لوله بزرگ از سد تهری (این سد که بعد از اتمام پنجمین سد بزرگ جهان خواهد بود، 42هزار هکتار اراضی حاصلخیز را مدفون می‌کند) در ارتفاعات هیمالیا است تا منابع محدود آب رودخانه مهم گنگ را برای مصارف کلانشهر دهلی انتقال دهد. این طرح در راستای پیشنهاد اتصال رودخانه‌های هندوستان از طریق احداث سدهای به‌اصطلاح سوپر سد و اجرای طرح‌های بزرگ انتقال آب به‌وسیله کانال‌ها و خطوط لوله در نظر گرفته شده است. هزینه اجرای این طرح عظیم خارج از تصور، 200برابر هزینه آموزشی کشور و 3برابر درآمدهای مالیاتی این کشور است.

 

انتقال آب از لسوتو به آفریقای جنوبی

 

این طرح، یکی از مفصل ترین پروژه های انتقال آب در جهان است که نمونه ای از همکاری های دو کشور مستقل برای تأمین منافع متقابل می باشد. آفریقای جنوبی از نظر منابع طبیعی آب، غنی نیست در حالی که لسوتو منابع آب فراوانی دارد. بنابراین طبیعی است آفریقای جنوبی، که قدرت اصلی صنعتی در جنوب آفریقا به شمار می رود، از کشور همسایه خود برای تامین آب که از پیش شرط های توسعه است کمک بخواهد.از سوی دیگر، لسوتو که یکی از فقیرترین کشورهای جهان است به شدت نیازمند افزایش درآمدهای حود از محل دریافت حق امتیاز فروش آب در این طرح مشترك است

 

 

دیدگاه خود را ارسال نمایید

ما را دنبال کنید